تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
عاليجاه بانى در زمان اختيار بل ايام اقتدار در محلهء گرمسير باغى بود خراب به تصرف شرعى گرفته عمارت نمود و چهار درياچه در پيش ايوانهاى اربعه ساخته در ميان طنبى حوضى از سنگ مرمر ترتيب نمود و در آن باغ فردوس نشان اشجار گوناگون ثابت ساخت و الحال به جايى رسيده كه ، شعر :
هوايش در لطافت آن چنان است * كه بر دوش سخن « 1 » بار گران است .

ذكر صفت شير كوه

در قبلى قريهء تفت كوهيست مشهور به شير كوه كه از غايت بلندى شعاع بصر از نشيب آن به فراز نمىرسد و از غلبهء درختان پرتو آفتاب و ماه از بالا بر زمين نمىافتد [ 129 الف ] ، مثنوى .
عجب گونه كوهى خداى آفريد * كه مانند آن‌كس به گيتى نديد رهش تند و لغزان ز تك تا فراز * چو زلف بتان پيچ‌پيچ و دراز بر آن سر كه از ابر بالاترست * يكى دشت هموار پهناور است ز يك فرسخ افزون به طول و به عرض * زمينى دگر بر فلك كن تو فرض به هر سو روان چشمهء خوشگوار * درختان پرميوه و كشتزار شكارى بىحد در آن پهن دشت * شده يار جدى و حمل گاه گشت ز آب چشمه‌سارش ابر لب تر * ز سنبل تيغ كوهش غرق جوهر
هامش
( 1 ) - نسخهء وزيرى : سمن .