به روى هم نهال از بس كه برپاست * بر افلاك از زمرد نردبانهاست
ز بس موزون فتاده برگ اشجار * هوا از جنبشش گرديده گفتار
ذكر باغ خليلآباد متعلق به سركار عالى حضرت وزارت و اقبال پناه دستور الوزراء العظام كمالا اللّه قلى بيك وزير دار العبادهء يزد
[ 128 ب ] تا دهقان قدرت گل صد برگ آفتاب را در چمن افق به صد آب و رنگ نموده منزلى دلگشاتر از آن به نظر سياحان عرصهء تفرج درنيامده ، نظم :
فكنده نكهت آن عشرتآباد * ز سنبل رشتهها در گردن باد
ز سير او نگه هر جا كه بيند * نظاره تا كمر در گل نشيند
ز فيض لاله و اعجاز سنبل * همه بلبل دمد از سايهء گل
ز برگ گل زمين زردوز گشته * چراغ گل چمن افروز گشته
به كف آب روان طومار دارد * حساب سبزهء بسيار دارد
ز بس گلها ز شبنم گشته شاداب * نمودى داغ لاله چشمهء آب
هوا خوى مسيحائى گرفته * دماغ لاله بالايى گرفته
گلش از بس زمين در زر گرفته * غبارش قيمت از عنبر گرفته