تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
مهندسان كاردان و معماران چابك دست روشن‌روان در باغى جنت نشان طرح عمارت را به كلك بصارت بر لوح مهارت كشيدند . بعد از عز قبول خدام‌بانى به جدى از حد بيرون و سعى از اندازه افزون روز و شب به كار مشغول گشتند تا سقف رفيعش در بلندى از شرفات ايوان كيوان بگذشت و وضع بديعش در نزاهت [ 128 الف ] غيرت روضهء رضوان گشت و در اندك روزى ، مصراع :
به خرمى و خوشى اين سراى ميمون را
به اتمام رسانيدند و نهرهاى آب در پيش عمارت جارى ساختند ، نظم :
آب مگو شيرهء شاخ نبات * در مزه همشيرهء آب حيات
و در اطراف عمارت اشجار گوناگون نشانيدند . اكنون ، مثنوى :
به نوعى از طراوت گشته شاداب * كه نوشد تشنه از مد نفس آب ز رنگين شاخه‌هاى بيد مجنون * عيان قوس قزح « 1 » بر سقف گردون چنارش را به هر سو دسترس بود * ز شاخش نسر طاير در قفس بود گرفته در بلندى از فلك باج * رسانده كار باليدن به معراج فلك در سايه‌اش بگرفته آرام * زمين از ريشه‌اش چون دانه در دام چه ريشه از فشارش خاك درجوش * ازو گاو زمين گشته زره‌پوش شده در لاله‌اش خون شفق صرف * زعكسش سرمهء شب گشته شنجرف
هامش
( 1 ) - اصل : قوس و قزح .