روح شريفش از تنگناى قفس پرواز نموده به مقام « حور مقصورات فى الخيام » خراميد و در همان مكان مدفون گرديد . بعضى از رقبات و باغات و بازارچه كه مشهور است به « بازار آقا » در قريهء تفت وقف نموده و حاصل آنها صرف اطعام فقرا و مرسوم حفاظ و مؤذنان مىشود .
ذكر باغ دولتخانه
بر پيشگاه خاطر ارباب دولت مخفى نماناد كه آن باغيست چون روضهء رضوان دلگشاى و مانند خلدبرين بهجتافزاى . از طراوت « 1 » و صفا چون بستان بهشت تازه و خرم ، نظم :
بسى گل شكفته بر اطراف باغ * برافروخته هر گلى چون چراغ
درختش ز طوبى دلاويزتر * ز سوزن نهالش زبان تيزتر
[ 127 ب ] و در آن باغ عمارتيست كه دست ارتفاعش كمربند جوزا و شرف اعتلايش پاى شرف بر ايوان كيوان مينهد ، شعر :
چنين بناى همايون فلك نديد به چشم * چنين عمارت عالى جهان ندارد ياد
و آن باغ و عمارت كه نشانهاى از گلستان ارم و قصور جنان است به فرمودهء نواب مستطاب مرتضى ممالك اسلام مقتداء طوايف انام نور حدقهء ارباب عرفان امير غياث الدين محمد مير ميران به اتمام رسيده .
ذكر باغ متعلق به حضرت سيادت و نجابت و معالى پناه خلف السادات العظام شمساميرزا محمد رفيعا
در سنهء احدى و سبعين و الف معمار همت حضرت مومى اليه در « محلهء گرمسير » به ساختن عمارت راغب گشت در ساعتى فرخنده به طالعى خجسته ، مصراع :
كه تفاخر كند بدان ايام
هامش
( 1 ) - اصل : تراوت