تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
است كه چون همت جوانمردان وسيع ، و اطراف و جوانبش نهرهاى آب زلال جارى . انفاس باد شمالش دل پژمرده را حيات جاويد بخشد و از صوت بلبلانش دل‌غريبان فرح و سرورى به هم رساند . معماران ماهر و هنرمندان كامل حسب الاشارهء آن حضرت قصرهاى رفيع و ايوانهاى وسيع كه شرفات آن چون قدربانى از ايوان كيوان در گذرانيده‌اند ، و خيابانهاى سرو و چنار ترتيب داده اطراف و جوانب را اشجار ميوه دار و گلهاى خوشبوى و رياحين دلجوى نشانيده‌اند و درياچه‌هاى عالى و جداول از آب صافى مالا مال و پر ، شعر :
گلابست گويى به جويش روان * [ 125 ب ] همى شاد گردد به بويش روان
چمن فردوس مثالش از نزهت اشجار خاك حسرت در ديدهء روضهء ارم ريخته و از طراوت ازهار و انهار مهر الفت بر سينهء بوستان و خورنق نهاده . روى زمينش چون رخسار شاهد حله‌پوش منور ، و نسيم هوايش چون طبلهء عطار معطر . درختان نونهالش از بسيارى اثمار چون پيران پشت خميده ، و ميوه‌هاى حلاوت آميزش چون حلواى بهشتى بىحرارت آتش رسيده . سيب بىآسيبش مانند ذقن دلبران سيم‌تن دلها را صيد كرده ، و به لطيفش چون كوزه‌هاى آب نبات از هر شاخى درآويخته ، شعر :
باغى چو بهشت در نكويى * يا بى تو درو هر آنچه جويى گر پير به ديدنش شتابد * زو عمر گذشته باز يابد زو هر چه بدست كم بيابى * يا بى همه چيز و غم نيابى

ذكر باغ دلگشا

تا مفيمان كهكشان در مرغزار آسمان نگهبانند و ذكر چشمهء حيوان بر
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 688 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى