ملا آگهى
نيز از جملهء شعراى آن خطهء دلگشاست و به كسب خياطى اشتغال داشته و به غايت نديم شيوه و خوش محاوره بوده . صاحب تاريخ « هفت اقليم » اين قطعه را به او نسبت داده ، قطعه :
در جهان ده چيز دشوار است نزد آگهى * كز تصور كردن آن مىشود كس بىحضور
زهد فاسق ، ناز عاشق ، بذل ممسك ، هزل رذل * عشوهء محبوب بدشكل و نظربازى كور
لحن و صوت بىاصولان ، بحث علم ابلهان * ميهمانىّ به تقليد و گدايىّ به زور
و اين دو بيت نيز زادهء طبع مومى اليه است ، شعر :
منم به روى تو حيران و آن كسان كه نباشند * غريب بىبصرانند بهتر آنكه نباشند
مكن ملامت اهل نظر در آينه بنگر * ببين كه عاشق روى تو مىتوان كه نباشند ؟
ملا كاسب
نيز از جملهء شعراى آن ملك است و اين دو بيت از منظومات اوست ، شعر :
اى گل كه چنين در بغلت تنگ گرفته ؟ * كز خون دلش پيرهنت رنگ گرفته
با سوزن زنگال گرفته نشناسند * بس كز نم گريه مژهام رنگ گرفته
ايضا فرموده
چو مه چارده از گوشهء بامش ديدم * سعى بسيار نمودم كه تمامش ديدم