تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
دارم به آسايش و زندگى بهتر از زندگى فعلىام خواهم رسيد . و اين كلام خود را با تأكيد و قسم بيان مىكند كه همه در نتيجه همان پندار ذهنى باطل و استقلال ذاتى و كرامتى است كه براى خود قائل است . ( 37 )
( قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا )
: ( رفيقش كه با او گفتگو مىكرد به او گفت : آيا به كسى كه تو را از خاك آفريده و سپس از نطفه به صورت مردى ساخته و پرداخته ، كافر شده‌اى ؟ ) ، اين آيه و چند آيه بعدش همه پاسخ دقيق رفيق اوست كه سخن اين مرد را تجزيه و تحليل نموده و از دو جهت مورد بررسى قرار داده است : اولا ) : اينكه او به خداى سبحان استعلا و تكبّر نموده و براى خود دعوى استقلال كرده ، ثانيا ) : نسبت به رفيق خود تكبّر كرده و او را خوار شمرده است . و بعد از ذكر اين دو جهت ، با يك جمله از اساس ريشهء پندارهاى او را قطع كرده ، امّا جهت اوّل در همين آيه آمده كه رفيقش با استفهامى انكارى از او مىپرسد تو چگونه به خدايى كه تو را از خاك آفريده و سپس از نطفه‌اى به صورت يك انسان كامل و مستوى الخلقه در آورده كفر مىورزى و براى خود دعوى استقلال مىكنى ؟ و حال آنكه خداوند پروردگار تو و صاحب همه ملك هستى است و آنچه تو دارى ، خداوند به تو بخشيده و گرنه نفس بشر جز حاجت و فقر و امكان چيزى ندارد ، و خداوند هر گونه بخواهد مىتواند در ملك خود تصرّف كند ، ولى اين گفتار و اعمال تو از دعوى استقلال و كفر تو به خداى سبحان حكايت مىكند . ( 38 )
( لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً )
: ( ولى او خداى يكتا و پروردگار من است و من هيچ كس را با پروردگار خود شريك نمىكنم ) ، مىگويد : حال كه توحيد الوهيّت و توحيد ربوبيّت براى خداوند امرى ثابت است ، پس شرك ورزيدن به او جايز نيست . ( 39 )
( وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ