( غيظ ) يعنى اندوه و خشم و ( خير ) در اينجا يعنى آرزوهايى كه آنها دربارهء غلبهء بر مسلمانان و از بين بردن رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در سر مىپروراندند .
مىفرمايد : خداوند كفّار را به اندوه و خشمشان بازگردانيد ، در حالى كه به هيچ يك از آرزوهايشان نرسيدند و خداوند كارى كرد كه مؤمنان احتياجى به جنگ پيدا نكردند و خدا بر اجراى اراده خويش قادر است و عزيزى است كه هرگز هيچ نيرويى بر او غالب نمىشود .
( 26 )
( وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً
: ( و پشتيبانان آنها از اهل كتاب را از قلعههايشان بيرون كرد و ترس را در دلهايشان بيفكند ، عدّهاى از ايشان را كشتيد و جمعى ديگر را اسير كرديد )
( 27 )
( وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
: ( و سرزمين آنها و خانههايشان و اموالشان و زمينى را كه تا امروز در آن قدم ننهاده بوديد ، همه را به شما ارث داد و خدا همواره بر هر امرى تواناست )
( صياصى ) يعنى قلعههاى بسيار محكم مىفرمايد خداوند يهود بنى قريظه را كه پشتيبان اهل كتابى كفّار بودند از بالاى قلعههايشان به زير كشيد و ترس را در دلهايشان بيانداخت و با خروج آنها از قلعهها ، شما مردان جنگى آنها را كشتيد و زنان و كودكانشان را اسير كرديد و بعد از اين خداوند اراضى و خانهها و اموال آنان و زمين خيبر يا اراضى را كه خداوند بدون جنگ نصيب مسلمانان نمود و شما قبلا در آنها گام ننهاده بوديد ، همه را به ارث و ملكيّت شما درآورد ، چون خدا بر هر امرى قادر است و هيچ چيز او را عاجز نمىكند .
هامش
قريش نيز فقط چند نفر موّفق به عبور از خندق شدند كه مهمترين آنها عمرو بن عبدود بود كه با هزار مرد جنگى برابرى مىنمود و امير المؤمنين على عليه السّلام با نهايت شجاعت با او جنگيد و او را از پاى درآورد لذا لشكر كفّار پا به فرار نهادند و فرار را بر قرار ترجيح دادند و اينچنين خداوند زحمت جنگ را از مسلمين برداشت . ( مترجم )