مىورزد ، البته اين اقتداء صفت نيكويى است كه فقط مؤمنانى به آن متصّف مىشوند كه حقيقت ايمان را دريافتهاند و همهء اميدشان به خداست و هدف و همّ و غمّشان خانهء آخرت و ديدار پروردگار است و در نتيجه عمل صالح مىكنند و هميشه به ياد خدا هستند و هرگز از پروردگار خود غافل نيستند .
( 22 )
( وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً وَ تَسْلِيماً
: ( و زمانيكه مؤمنان گروههاى دشمن را ديدند ، گفتند : اين همان وعدهايست كه خدا و رسولش به ما دادند و خدا و رسولش راست گفتند و از ديدن احزاب جز افزوده شدن ايمان و تسليم تأثيرى نپذيرفتند )
يعنى مؤمنان حقيقى وقتى مىبينند كه لشكر دشمن در اطراف مدينه مستّقر شدهاند مىگويند اين همان وعدهاى است كه خدا و رسولش به ما داده بودند و آنگاه آن وعده را تصديق مىكنند و لذا با ديدن اين دشمنان نه تنها همچون منافقان مضطرب و هراسان نمىشوند بلكه فقط ايمانشان به خدا و رسول و انقيادشان نسبت به اوامر الهى در مورد نصرت دين و جهاد در راه او افزوده مىگردد .
( 23 )
( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
: ( بعضى از مؤمنان مردانى هستند كه هر چه با خدا عهد بستند وفا كردند ، پس بعضى از ايشان از دنيا رفتند و بعضى ديگر منتظرند و عهد خود را مبدّل نكردند )
( نحب ) يعنى نذرى كه محكوم به ادا شدن و وجوب باشد كه در اينجا منظور از آن موت است .
مىفرمايد : بعضى از مؤمنان صدق خود را در آنچه با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم عهد كرده بودند به ثبوت رسانيدند و آن عهد اين بود كه در مواجهه با دشمن فرار نكنند و از مقاتله اعراض ننمايند « 1 » . و بعضى از اين مؤمنان در جنگ اجلشان به سر رسيد و در راه خدا
هامش
( 1 ) . به قرينه اينكه دربارهء منافقان فرمود( لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَقبلا با خدا عهد كرده بودند كه به دشمن پشت نكنند ) آيهء 15 ، سورهء احزاب .