قسمتى از عالم مادّى ، و معلوم مىشود عروج به سوى او يعنى صعود از همان طريقى كه از آن نازل شدهاند ، و خداى تعالى تدبير مذكور را در مدّتى به انجام مىرساند كه اگر با مقدار حركت و حوادث زمينى تطبيق شود ، با هزار سال برابر مىگردد و مراد از روز عروج امر ، يكى از پنجاه موقف از مواقف روز قيامت است ( الله يعلم )
( 6 )
( ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ )
: ( اين خداى داناى غيب و شهود و غالب و رحيم است )
( 7 )
( الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ )
: ( همانكه خلقت همه چيز را به بهترين وجه نموده و خلقت انسان را از گلى آغاز كرد )
( 8 )
( ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ )
: ( آنگاه نژاد او را از چكيدهاى از آبى پست قرار داد )
( 9 )
( ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ )
: ( سپس وى را پرداخت و از روح خويش در او دميد و براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريد امّا شما چه كم سپاس مىگزاريد )
يعنى اين خدايى كه اوصاف و افعال او را ذكر نموديم داناى مطلق و محيط به جميع عوالم غيب و شهود ( از نظر ما ) است چون خداوند علم مطلق دارد و همه چيز براى او مشهود است و نيز عزّتمندى است كه هيچ عاملى او را مقهور و مغلوب نمىكند و مهربانى است كه نسبت به خلق خود با نظر رحمت مىنگرد و آنها را هدايت مىكند . و در ادامه مىفرمايد او خلقت همه چيز را نيكو نمود ، ( حسن ) عبارتست از هر چيزى كه بهجت و شادى آورد و انسان به سوى آن تمايل دارد كه اين حسن گاهى از نظر عقلى و گاهى از نظر هواى نفسانى و گاهى از نظر حسّى است و حقيقت حسن يعنى سازگارى اجزاى هر چيز نسبت به هم و سازگارى همه اجزاء با غرض و غايتى كه خارج از ذات آن است .
و تدّبر در اشياء و خلقت آنها آشكار مىكند كه هر يك داراى اجزايى موافق و مناسب با يكديگر است و مجموع آن اجزاء مجهّز به وسايلى براى رسيدن به كمال و