به كار رفته و اين التفات از باب شدّت يافتن و جدّ گوينده از جهل مخاطبين و اصرارشان بر گمراهى و غفلت است .
به هر جهت خطاب به آنها و به منظور تنبيه و بيدارى ايشان مىفرمايد : آيا نمىبينيد كه خدا همه اجزاء هستى در نظام عامّ آن را با هم ارتباط بخشيده و امر عالم و انسان كه اشرف اجزاء آن است ، را تدبير نموده و سراپاى عالم را مسخّر و محكوم اين نظام كرده تا انسان پديد آيد و به كمال برسد ؟
( تسخير ) يعنى وادار كردن فاعل به فعلش بطوريكه فاعل ، فعل خود را به ارادهء تسخير كننده انجام دهد . و اسباب مؤثر در عالم كه هر يك سببيّتى مخصوص به خود دارند و همه ، آن كارى را انجام مىدهند كه خدا بخواهد و خداوند از مجموع آنها نظامى را مىخواهد كه با آن عالم انسانى را تدبير كرده و حوائج او را بر آورد . پس ( لام ) در كلمهء ( لكم ) لام غايت است يعنى خداوند به خاطر شما اجزاى عالم را مسخّر نموده .
در ادامه مىفرمايد : خداوند نعمات ظاهرى و باطنى را بر شما تمام كرده « 1 » و توسعه داده است . نعمت يعنى هر امرى كه سازگار آدمى است و انسان از آن لذّت مىبرد در اينجا مراد از نعمتهاى ظاهرى ، گوش و چشم ، اعضاى بدن و سلامتى و عافيت و رزق طيّب است و مراد از نعمات باطنى ، نعمتهاى غايب از حس مانند شعور و اراده و عقل مىباشد . آنگاه مجددا خطاب را متوجه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نموده و مىفرمايد بعضى از مردم بدون هيچ يك از اين سه قسم آگاهى ( علم ، هدايت ، كتاب ) در وحدانيّت خدا از نظر الوهيّت و ربوبيّت مجادله مىكنند و هيچ حجّت قابل اعتمادى ندارند به جز تقليد .
( مجادله ) يعنى بحث و مناظره به منظور غلبه بر خصم .
( علم ) عبارتست از حجّتهاى عقلى و اكتسابى و ( هدايت ) يعنى حقايقى كه از راه وحى يا الهام به انسان افاضه مىشود و ( كتاب ) يعنى كتابهاى آسمانى ، كه اين سه طريق از طرق
هامش
( 1 ) . در تفسير قمى از جابر روايت شده كه مردى از امام محمد باقر عليه السّلام دربارهء اين آيه سؤال كرد آن حضرت فرمود : نعمت ظاهرى ، رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و معرفت توحيدى است كه او آورده و نعمت باطنى ولايت ما اهل بيت است .