مُخْتالٍ فَخُورٍ )
: ( اى پسرك من با كبر و نخوت از مردم رخ مگردان و در زمين با حالت فرحناك راه مرو كه همانا خداوند خودپسندان فخر فروش را دوست نمىدارد )
( مرح ) يعنى شدّت خوشحالى و غفلت و ( صعر ) كج بودن گردن مىفرمايد : اى پسرم با حالت كبر و نخوت از مردم رو مگردان و در زمين مانند افرادى كه بسيار خوشحالند راه مرو چون خدا كسانى را كه دچار خيالات و كبر هستند دوست ندارد ، و اگر انسان متكبّر را مختال ناميد به جهت آنست كه انسان متكبّر خود را صاحب فضيلت مىپندارد و زياد فخر مىفروشد و خود را برتر از ديگران خيال مىكند .
( 19 )
( وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ )
: ( و در روش خود معتدل و ميانهرو باش و صداى خود را ملايم كن ، همانا ناخوشايندترين صداها آواز خران است )
مىفرمايد : در راه رفتن خود ميانهروى را در پيش بگير و صوت خود را كوتاه و آهسته كن ، چون نامطلوبترين صداها بانگ خران است كه بسيار بلند است ، خر و آواز او دو مثل براى مذمّت هستند « 1 » .
[ آيهء ( 34 - 20 ) احتجاج بر وحدانيّت خداى متعال در الوهيّت و ربوبيّت از طريق مالكيت حقيقى او و غنى و حميد مطلق بودنش و استشهاد بر علم خدا به اعمال بندگان بوسيلهء تدبير جارى در نظام شب و روز و توضيح ( حق ، على و كبير ) بودن خداى تعالى ]
( 20 )
( أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ )
: ( آيا نمىبينيد كه خدا هر چه را كه در آسمانها و زمين است مسخّر شما نمود و نعمتهاى آشكار و نهان خود را بر شما تمام كرد ؟ ولى بعضى از مردم بدون علم و هدايت و كتاب دربارهء خدا مجادله مىكنند )
از اين جا به ما قبل داستان لقمان ( آيه 11 ) رجوع شده و خطاب ابتدائى با مشركين است و التفاتى از سياق غيبت در جملهء
( بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ )
« 2 » به سياق خطاب ،
هامش
( 1 ) . آنطور كه از روايات برمىآيد ، لقمان مردى حبشى و هم عصر داود عليه السّلام بوده كه بواسطه اخلاق و رفتار پسنديدهاش خداوند به او حكمت و داورى را افاضه فرمود امّا پيامبر نبوده ، و در بحار الانوار ج 13 بخشى از مواعظ لقمان ذكر شده است .
( 2 ) . سورهء لقمان آيهء 11 .