اين دو آيه جملات معترضهايست كه به جهت اهميّت و وجوب شكر والدين در اينجا ذكر شده چون شكر والدين منتهى به شكر خداست و عبادت او محسوب مىشود .
در اينجا به انسان امر مىكند كه حقوق والدين را ادا نمايد چون عاق والدين يكى از هفت گناه كبيره است و شخصى كه مورد عاق ( نفرين ) پدر و مادر واقع شود وارد بهشت نخواهد شد ، آنگاه در خصوص مادر سفارش بيشترى مىكند چون او با ضعفى روزافزون كودك را حمل مىكند و تا دو سال مدت شيردهى او ، نهايت توجه را به كودك مىنمايد . از اين آيه و آيهء
( وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً )
« 1 » حمل و شيردهى او سى ماه است )
استفاده مىشود كه كمترين مدت حاملگى زن 6 ماه است ، به هر جهت هيچ رنجى با رنجى كه مادر براى حمل و تولّد و پرورش نوزاد مىكشد برابرى نمىكند و به همين دليل خداوند امر مىكند كه انسان سپاس گزار خالق و پدر و مادر خود باشد و براى تأكيد در امر به شكر و انذار انسان از عدم اطاعت از اين امر مىفرمايد : بازگشت و نهايت بسوى من است .
آنگاه مىفرمايد : اگر پدر و مادر به تو اصرار كردند كه چيزى را كه علمى بدان ندارى و حقيقت آن را نمىشناسى ، شريك من بگيرى ، از آنها اطاعت نكن ، و علّت نامعلوم بودن حقيقت اين شريك آنست كه چنين چيزى اصلا وجود ندارد و در اين مورد خاص وجوب اطاعت از والدين ساقط مىشود و پيوند عقيدتى بر پيوند خونى برترى يابد .
آنگاه به انسان امر مىكند كه در امور دنيوى و غير دينى ، با پدر و مادر خود به طور پسنديده و متعارف مصاحبت كند و با رفق و مدارا و ملايمت با آنها رفتار نمايد چون دنيا بيش از چند روز گذرا نيست و لذا انسان بايد هر محروميّت و مشقّتى كه از ناحيهء پدر و مادرش به او رسيد ، تحمّل كند . و چنانچه آنها از كسانى باشند كه به خدا رجوع مىكنند ، بايد از راه آنها پيروى كند و در غير اين صورت از راه كسانى پيروى كند كه به
هامش
( 1 ) . سورهء احقاف ، آيهء 15 .