خودش مىشود و خدا از آن بهرهمند نمىگردد ، همچنين هر كس كه كفران نمايد ضرر اين كفران هم عايد نفس خودش مىشود ، چون خدا بىنياز مطلق است و نياز به شكر كسى ندارد و نيز بواسطه نعماتش ستوده و ستايش شده است لذا كفران هم ضررى به او نمىزند و فرقى نمىكند كه فردى كه مورد نعمت واقع شده شكرگزار باشد يا ناسپاس در هر صورت خداوند بىنياز و ستوده است .
( 13 )
( وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ )
: ( آنزمان كه لقمان به پسر خود پند مىداد ، گفت : اى پسرك من ، به خدا شرك مورز ، بدرستى كه شرك ظلمى بسيار بزرگ است )
چون عظمت هر عملى به عظمت اثر آن بستگى دارد و عظمت نافرمانى و معصيت به عظمت كسى است كه مورد نافرمانى و معصيت قرار گرفته ، زيرا مؤاخذه و بازخواست شخص عظيم نيز به عظمت خود اوست . بنابراين بزرگترين نافرمانيها و معاصى نافرمانى خداست و چون او خدايى لا شريك است . بالاترين معصيت نسبت به او اين است كه انسان براى او شريك قائل شود و به همين دليل لقمان پسر خود را از شرك منع مىكند .
( 14 )
( وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ )
: ( و ما انسان را در خصوص پدر و مادرش ، مخصوصا مادرش كه با ناتوانى روز افزون حامل او بوده و تا از شير گرفتنش دو سال طول كشيد ، سفارش كرديم و گفتيم : مرا و پدر و مادرت را سپاس گزار باش كه سرانجام و بازگشت به سوى من است )
( 15 )
( وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )
:
( و اگر بكوشند تا چيزى را كه در مورد آن علم ندارى شريك من بگيرى ، از آنها اطاعت مكن و با آنها در دنيا به نيكى همنشينى و مصاحبت نما و هر كس را كه به سوى من بازگشته پيروى كن كه در نهايت بازگشت شما بسوى من است و آنگاه من شما را از اعمالى كه مىكردهايد باخبر مىسازم )