نيكو و شريف رويانيده كه منافع و فوائدى براى انسان دارند .
( 11 )
( هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ )
: ( اين خلقت خداست ، پس به من نشان دهيد كه معبودهاى فرضى غير او چه چيزى را خلق كردهاند ؟ بلكه ظالمان در گمراهى آشكارند )
پس از برشمردن نمونههاى خلقت و تدبير خود و اثبات الوهيّت و ربوبيّت خويش ، اينك از قول رسولخدا خطاب به آنها مىفرمايد : به من نشان دهيد كه آلهه و ارباب شما كه آنها را به غير خدا مىپرستيد ، چه چيزى خلق كردهاند ؟ چون خلقت از تدبير جدا نيست و همين كه اين آلههها خلقتى ندارند معلوم مىشود كه در عالم وجود صاحب هيچ تدبيرى نيز نمىباشند ، پس تنها خالق و ربّ هستى خداى يكتاست و اين مشركان ظالم در گفتار خود كه مىگويند : خلقت از آن خداست و تدبير از آن آلههها است ، در گمراهى آشكارى هستند .
[ آيهء ( 19 - 12 ) ماجراى لقمان و ذكر مواعظ او به فرزندش ]
( 12 )
( وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ )
: ( و به تحقيق به لقمان حكمت داديم كه خدا را شكر گزار ، كه هر كس شكر گزارد به نفع خود سپاسگزارى كرده و هر كس كفران نمايد ، خداوند بىنياز و ستوده است )
( حكمت ) يعنى معرفت علمى در حدّيكه نافع باشد ، كه همان حدّ وسط بين جهل و جربزه است ، چون جربزه يعنى افراط و زيادهروى در تفكّر و به مقدار بيش از مورد نافع و لازم .
به هر جهت مىفرمايد ما به لقمان حكمت داديم و همين حكمت شامل اين بود كه خدا را شكر گزارد و انگيزهاى براى سپاس او بود ، چون شكر يعنى به كار بردن نعمت در جاى خودش به طوريكه صاحب نعمت را بهتر آشكار كند و چنين شكرى محتاج به شناخت منعم و نعمتهاى اوست .
به هر جهت مىفرمايد هر كس سپاس گزارد نفع آن عايد نفس خودش مىشود و خدا از آن بهرهمند نمىگردد ، همچنين هر كس كه كفران نمايد ضرر اين كفران هم عايد نفس