تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
است ولى در خداى سبحان مطلق و نامحدود است ، پس به اين ترتيب قدرت خدا نامحدود است به همين دليل هم اعادهء خدا آسانترين اعاده و انشاء و ابداء او آسانترين انشاء است و هر آسانى براى او آسانترين است چون خداوند عزيز است پس آنچه را ديگران فاقد آن هستند واجد است و ممكن نيست كه امرى براى او ممتنع و محال باشد و نيز براى اينكه او حكيم است و نقص و سستى بر فعل او عارض نمىشود . ( 28 )
( ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ تَخافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ )
: ( براى شما از خود شما مثلى زده ، آيا از بردگان شما در آنچه كه از اموال به شما روزى كرده‌ايم ، هيچ فردى شريك شما هست ، بطوريكه آن برده و شما با هم برابر باشيد و احيانا شما از آن بردگان بترسيد كه مبادا در شركت تجاوز كنند ، آنطور كه از يك شريك آزاد مىترسيد ؟ قطعا نه ، پس چطور مخلوقات خدا را شريك او مىگيريد ، ما اينچنين آيات را براى مردمى كه تعقّل كنند توضيح مىدهيم ) مىفرمايد خدا براى شما مثالى زده كه از حالات خود شما گرفته شده و قبح و زشتى شرك را آشكار مىكند و از مظاهر شرك آنها اين بود كه آلهه و معبود فرضى را شريك خداوند در امر تدبير عالم مىدانستند و مىگفتند : لبيك اى خدايى كه شريكى براى تو نيست غير از شريكى كه تو مالك او و مايملك او هستى ! و براى آشكار نمودن پليدى شرك به نحو استفهام انكارى مىپرسد : آيا در بين مملوكها و بردگان شما ، برده‌اى يافت مىشود كه در اموال و امتعهء شما كه خدا روزيتان كرده شريك شما باشد ؟ با اينكه آنها مملوك شمايند و شما مالك آنها و اموالشان هستيد آيا هيچ تصوّر دارد كه مملوك شما در امر مشاركت اموال مساوى با شما شود و بترسيد كه بدون اذن شما در اموالتان تصرّف كند ؟ همانطور كه از شركاى آزاد خودتان بيم داريد ؟ نه ، ابدا چنين امرى متصوّر نيست و ممكن نيست كه برده ، شريك مولاى خود باشد و بتواند در اموال او تصرّف كند پس چطور جايز باشد كه بعضى از مخلوقات خدا همچون ملائكه يا جنّ با اينكه عبد و مملوك او هستند شريك در ملك او باشند و إله و رب جداگانه‌اى محسوب شوند ؟ و