مىفرمايد : در حالى روى خود را به جانب دين حنيف كنيد كه با توجه و انابه قصد رجوع به درگاه الهى را داريد و به اوامر او ملتزم باشيد و از نواهيش اجتناب كنيد و آنگاه نماز را كه ستون عبادات است به عنوان فرد اكمل از اوامر الهى ذكر كرده و مردم را به اقامهء نماز دعوت مىكند و پس از آن مردم را از شرك كه فرد اكمل محرّمات و نواهى است ، نهى مىنمايد . چون شرك از اعظم گناهان است و مىفرمايد
( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ )
« 1 » خداوند هرگز شرك به خود را نمىآمرزد ) .
( 32 )
( مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ )
: ( از آنهايى كه دين خود را بخش بخش كردند و خودشان گروه گروه شدند و هر دستهاى به دين خود خرسند است )
در ادامهء آيهء قبلى كه فرمود : از مشركين نباشيد ، در اينجا مشركين را توصيف مىكند به اينكه : اينها كسانى هستند كه دين خود را متفرّق كردند و خود گروه گروه شدند و هر دستهاى هم به دين خود خوشحال و خرسندند .
( حزب ) يعنى جماعتى كه داراى رأى مشترك و معيّنى هستند .
در اين آيه از مشركين به دليل تفرّق و تشتّتى كه در دين دارند مذّمت شده است ، چون مشركين دين خود را براساس هوى و هوس و تمايلاتشان بنا نهادند و معلوم است كه هواى نفس همه مردم يكسان نيست ، لذا دينشان به حسب اختلاف تمايلاتشان مختلف مىشود . پس نهى از تفرقهء كلمه در دين ، در حقيقت نهى از اين است كه هواى نفس را به جاى عقل اساس دين قرار دهند .
( 33 )
( وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ )
: ( و زمانيكه ضررى به مردم برسد ، به سوى خدا برگشته و او را مىخوانند ، ولى همين كه رحمتى از خود به ايشان مىچشاند ، باز گروهى از ايشان شرك مىورزند . )
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 48 .