( خوف از برق ) يعنى ترس از نزول صاعقه و ( طمع به آن ) ، يعنى اميد بستن به بارش باران ، پس از آيات ديگر خداوند اين است كه برق آسمانى را به شما مىنماياند تا جمعى به آن اميد بسته و جمع ديگر از آن بهراسند و نيز اينكه از آسمان آب باران را مىفرستد و بوسيلهء آن زمين فسرده و خموده را احياء و سرسبز مىكند و اينها همه نشانههايى است براى گروهى كه اهل تعقّل و تفكّر هستند و مىفهمند كه در اين نظامات جارى عالم سراپا تدبير و مصلحت به كار رفته و ايجاد آن صرفا از باب تصادف و اتفّاق نيست .
( 25 )
( وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ )
: ( و از نشانههاى او اين است كه آسمان و زمين به امر او بر پا شده ، پس زمانى كه شما را با يك دعوت فراخواند ، ناگهان همه از زمين خارج مىشويد )
مراد از ( قيام ) ثبوت و استقرار است .
مىفرمايد : از آيات الهى اين است كه آسمان و زمين را ثبات و استقرار بخشيده و حركت و تغيير آنها را به امر خود اداره مىكند و همين خدا وقتى بنى آدم را با يك دعوت براى بعث فرا بخواند ، در يك چشم بهم زدن همگى از گورها بيرون آمده و با حياتى مجدّد براى حسابرسى در پيشگاه الهى حاضر مىشوند و اين امر حجّتى بر مسأله معاد است .
و در اين سلسله آيات ابتدا مسأله خلقت بشر ذكر شده و پس از آن به نظام خانوادگى او پرداخته و سپس مرتبط بودن وجود او را به آسمان و زمين بيان نموده و در مرحله بعدى به اختلاف زبان و رنگ پوست پرداخته و در ادامه مسأله آرامش در شب و كسب روزى در روز و نزول باران را بيان كرده و در آخر به قيام آسمانها و زمين و مسأله سرآمد حيات بشر در زمين و پس از آن به مسأله حشر و نشر و معاد پرداخته است و در آنها همهء زندگى بشر از آغاز تا انجام را آياتى از آيات حق ناميده است .
( 26 )
( وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ )
: ( و هر چه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همه او را اطاعت مىكنند )
يعنى ملك خدا بر همه چيز محيط است و همهء موجودات عالم به او احتياج دارند و