روم نام امپراطورى وسيعى است كه در ساحل مديترانه در غرب آسيا زندگى مىكردند و اين آيات دربارهء جنگ ميان امپراطورى روم و امپراطورى ايران در سرزمينى ميان شام و حجاز است كه در طى آن ابتدا روم از ايران شكست خورد . امّا خداوند وعدهء قطعى داده و پيشبينى مىكند كه روميان بعد از اين شكست به زودى در طى چند سال بر فارس غلبه خواهند يافت ( بضع ) عددى نامعين ميان سه تا نه مىباشد .
آنگاه مىفرمايد : امر قبل از شكست روم و بعد از پيروز شدنش بدست خداست و او به هرطور بخواهد امر مىكند و روزى كه روم غلبه مىكند ، مؤمنان به نصرت خدا - كه وعدهء ديگر اوست - خوشحال مىشوند و با خود مىگويند ، خدا دو وعده داده بود ، يكى پيشگويى غلبهء روم بر فارس و دوم يارى مؤمنان ، حال كه اولى تحقّق يافت ، معلوم مىشود ديگرى هم محقّق خواهد شد و در ادامه مىفرمايد : خدا هر كس را كه بخواهد يارى مىكند ، چون امر بدست اوست و او عزيز است و هر كس را بخواهد با نصرت خود عزّت مىدهد و رحيم است و رحمت خود را شامل حال هر كس كه بخواهد مىنمايد « 1 » .
به هر حال وقوع اين وعدهء الهى ، اثبات عقلى براى مسأله معاد - كه خدا آن را وعده داده - نيز هست .
( 6 )
( وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ )
: ( وعدهء خداست كه او هرگز وعدهء خود را خلاف نمىكند و ليكن بيشتر مردم نمىدانند )
يعنى وعدهء خدا وعدهاى به حق است و خدا هرگز خلف وعده نمىكند ، بلكه وعده خود را تحقّق مىبخشد چون - هيچ عاملى نمىتواند خدا را مجبور به خلف وعده كند زيرا هميشه خلف وعده ملازم با كمبود قدرت يا امكانات است و خدا كاملى است كه هيچ نقيصهاى در او راه ندارد . امّا بيشتر مردم به شئون خداى تعالى جاهلند و به وعدهء او
هامش
( 1 ) . صاحب تفسير روح المعانى در ج 21 ، مراد از ( نصرت ) را استيلاى بعضى از كفّار بر بعضى ديگر و تفرقه كلمه و شكستن شوكت آنها دانسته است كه اين امر قطعا به پيروزى نهايى مؤمنان منجر مىشود و همين امر باعث خوشحالى مؤمنين گشته است .