تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
( 65 )
( فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ )
: ( و زمانيكه سوار كشتى مىشوند ، خدا را مىخوانند و دين را خالص براى او مىدانند امّا وقتى آنها را نجات داده و به خشكى مىرسانيم ، به ناگاه شرك مىورزند ) ( 66 )
( لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ )
: ( به نعمتهاى ما كه به آنها داده‌ايم كفر بورزند و هر چه مىخواهند بهره ببرند پس به زودى خواهند دانست . ) ( 67 )
( أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ )
: ( آيا نديدند كه ما حرمى امن قرار داديم كه همواره در آنجا ايمن بودند با اينكه مردم پيرامون آنها همواره در معرض دستبرد و غارت دشمن هستند ؟ آيا به باطل مىگروند و به نعمت خدا كفران مىورزند ؟ ) در وصف مشركان ذكر مىكند كه اقوال ايشان با اعمالشان متناقض است چنانچه وقتى سوار بر كشتى مىشوند و خود را در معرض خطر مىبينند خدا را با اخلاص مىخوانند و فقط از او كمك مىطلبند ، امّا وقتى خداوند بر آنان منّت نهاد و آنها را از دريا نجات داد و به خشكى رسانيد ، به جاى پايبندى به عهد و قولشان نعمت خدا را كفران مىكنند و ميان اقرار و انكار متردّد مىگردند و دوباره شرك مىورزند . آنگاه خداوند به منظور تهديد و انذار ايشان از بدى عاقبتشان ، مىفرمايد : به آن نعمتهايى كه به ايشان داده‌ايم كفر بورزند و خوش بگذرانند كه به زودى خواهند فهميد و نتيجهء اعمالشان را دريافت خواهند كرد . يعنى ( لام ) در اين آيه لام امر است امّا بعضى « 1 » مفسّران احتمال داده‌اند لام غايت باشد در اين صورت معناى آيه اينچنين خواهد بود كه : ( مشركين اين كارها را مىكنند تا كفران نعمت كرده و به خيال خود از زندگى لذت برده باشند ) . امّا معناى لام امر با سياق سازگارتر است . در ادامه مىفرمايد آيا اين مشركان نظر نمىكنند كه چگونه ما مكّه و اطرافش را بواسطهء دعاى ابراهيم حرمى امن قرار داديم در حالى كه بيرون اين منطقهء حرم ، اعراب همواره مشغول غارت و قتل و چپاول يكديگر هستند ، ولى متعرّض حرم و اهل آن نمىشوند ؟ آيا اين نعمت بزرگ امنيّت را با كفران مقابله مىكنند و حقيقت ايمان را رها
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازى ، ج 25 .