كسى آفتاب و ماه را مطيع خود نموده ، قطعا مىگويند : خدا ، پس چگونه اينها متوجّه غير خدا مىشوند ؟ )
يعنى مشركان به اينكه ايجاد آسمانها و زمين بدست خداست ، اعتراف مىكنند و مىدانند كه خداست كه آنها را از عدم به وجود آورده و حالات ماه و خورشيد را در هنگام طلوع و غروب يا نزديكى و دوريشان از يكديگر ، دگرگون مىكند ، چون پيدايش ارزاق موجودات زنده مستند به تدبير امور آفتاب و ماه است و خلقت و تدبير از يكديگر قابل انفكاك نيستند ، و همان خدايى كه آفرينندهء موجودات است ، تدبير امور آنها و رزق ايشان نيز بدست اوست ، پس شايسته است كه انسانها فقط او را بپرستند و حوائج خود را از او بخواهند ، نه از آلهه و معبودهايى كه مالك هيچ چيز نيستند ، لذا چگونه اين مشركان در دعاى خود از خدا روى گردانده و متوجّه غير او مىشوند و امور را بسوى آن معبودهاى فرضى منصرف مىنمايند ؟ !
( 62 )
( اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )
:
( خداست كه روزى را براى هر يك از بندگانش كه بخواهد وسعت مىدهد و يا تنگ مىگيرد ، همانا خدا بر هر چيزى داناست )
يعنى فقط خداست كه مطابق مصلحت خود و به مقتضاى استعداد هر بنده به او روزى فراخ و وسيع و يا روزى محدود و معيّن مىبخشد چون او بر هر چيزى داناست و جامع همهء صفات كماليّه است و هيچ امرى از او مخفى نمىماند و مصالح بندگان خود را مىشناسد .
( 63 )
( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ )
: ( و اگر از ايشان بپرسى كه چه كسى از آسمان آبى مىفرستد و زمين را بعد از موت آن زنده مىسازد ؟ هر آينه مىگويند : خدا ، بگو ستايش مخصوص خداست ، امّا بيشتر آنها درك نمىكنند )
يعنى اگر از اين مشركان سؤال كنى كه چه كسى باران را از آسمان مىفرستد و زمين را كه در زمستان خمود و مرده شده بود در بهار با رويش گياهان سرسبز و زنده