تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
غرق شدن در دريا ) ، چون يكباره از همهء اسباب ظاهرى نااميد مىشود به هدايت فطرت به جانب پروردگارش رجوع مىكند و از او مدد مىجويد ، همچنانكه گفته شد ،
( وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ )
، ( و چون گرفتاريها در دريا به شما برسد خدايان دروغى را فراموش كرده و فقط به ياد او مىافتيد ) « 1 » . ( 84 )
( قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا )
: ( بگو هر كس به حسب ذات خود عملى انجام مىدهد و خداى شما بر آنكسى كه هدايت يافته از همه آگاهتر است ) ، ( شاكله ) به معناى سجّيه ، خوى و اخلاق است كه آدمى را مقيّد و محدود مىسازد كه به مقتضاى آن اخلاق رفتار كند . مىفرمايد : هر كس به مقتضاى اخلاقيّات خود رفتار مىكند « 2 » به قول فارسى زبانان ( از كوزه همان برون تراود كه در اوست ) يعنى شاكله نسبت به عمل مانند روح جارى در بدن است و اين امرى اثبات شده است كه صفات درونى انسان در اعمال او اثر دارد ، خواه اين شاكله ناظر بر نوع خلقت و خصوصيّات تركيب بدنى فرد باشد يا ناظر به خصوصيّات خلقى حاصل از تأثير عوامل خارجى باشد به هر جهت خداوند به انسان ظلم نكرده و قرآن براى همه مردم باعث هدايت است ، امّا انسانى كه سجيّه او معتدل باشد به آسانى به سوى حق هدايت مىشود و به عكس كسى كه سجيّه او منحرف از حدّ وسط بوده و ظالم باشد پذيرفتن حقّ و انجام عمل صالح بر او گران بوده و دعوت به حقّ براى او جز خسارت چيزى نمىافزايد ، امّا بايد دانست كه اين اقتضاى شاكله به نحو عليّت تامّه نيست كه تخلّف از آن محال باشد چون اگر چنين بود اساس اختيار و تكليف ساقط مىگشت .
هامش
( 1 ) . سورهء اسرى ، آيهء 67 . ( 2 ) . به قول حكماء ميان فعل و فاعلش سنخيتّى وجودى و رابطه‌اى ذاتى برقرار است كه گويا عمل يك مرحله نازله و درجه‌اى پايينتر از وجود فاعل است ، زيرا عنوان علّت و معلول بر آنها صادق است و وجود معلول از وجود علّت خود حكايت مىكند و او را در همان حدّى كه خود از وجود دارد مجّسم مىسازد .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 57 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر