و در آخر مىفرمايد : خدايى كه پروردگار شما و داناى آشكار و نهان شماست ، بهتر مىداند كه چه كسى شاكلهء عادله داشته و آسانتر به راه حقّ هدايت مىشود و به استفاده و بهرهمند شدن از نعمت دين نزديكتر مىباشد و كسى كه شاكلهاش ظالم است هر چند شالكهاش او را به انكار و ظلم فرا مىخواند ، امّا اگر اراده كند و از خدا مدد جويد مىتواند راه هدايت را ولو به دشوارى در پيش بگيرد ، هر چند كه دارندهء شاكلهء عدالت سريعتر هدايت مىيابد .
( 85 )
( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا )
: ( اى رسول ما از تو دربارهء روح پرسش مىكنند ، بگو روح از عالم امر پروردگار من است و از علم جز اندكى به شما داده نشده ) ، ( روح ) يعنى مبدأ حيات كه جاندار بوسيلهء آن قادر بر احساس و حركت ارادى مىشود ، امّا روح در قرآن به موارد گوناگونى اطلاق شده ، گاهى به هدايت نسبت داده شده « 1 » ، و گاهى به معناى وحى به كار رفته « 2 » ، زمانى به گفته بعضى مفسّران به معناى قرآن استعمال گرديده « 3 » ، و زمانى به معناى جبرئيل از آن استفاده شده « 4 » ، و گاهى در معناى غير ملائكه به كار رفته « 5 » .
به هر جهت در اين آيه مىفرمايد روح از عالم امر پروردگار است و چنانچه در موارد سابق گفتيم ، خداوند امر خود را چنين معرفى نموده ،
( إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
« 6 » ، ( همانا امر او چنان است كه زمانى كه ارادهء چيزى را نمايد ، بگويد بشو ، پس موجود مىشود ) ، لذا امر او عبارتست از همان كلمه ايجادى كه عين وجود هر چيز
هامش
( 1 ) .( أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ )، ( كسى كه مرده بود و او را زنده ساختيم ) ، سورهء انعام ، آيهء 122 .
( 2 ) .( يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ )، ( ملائكه با امر او روح را مىآورند ) ، سورهء نحل ، آيهء 2 .
( 3 ) .( وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا )، ( اينچنين ما به تو روحى از امر خود وحى كرديم ) ، سورهء شورى ، آيهء 52 .
( 4 ) .( قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ )، ( بگو آن را روح پاك از جانب پروردگارت نازل كرده ، سورهء نحل ، آيهء 102 .
( 5 ) .( يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا )، ( روزى كه روح و ملائكه به صف مىايستند ) ، سورهء نباء ، آيهء 38 .
( 6 ) . سورهء يس ، آيهء 82 .