چنان سرپرستى كن كه همه اعمالم مطابق صدق باشد ، همچنانكه اعمال صدّيقين را سرپرستى مىكنى و آنگاه در آخر مىفرمايد : براى من از جانب خود تسلّطى يارى شده قرار بده ، يعنى مرا يارى كن كه در تمامى امور مهّمه و اساسى مغلوب نشوم و در دعوت مردم به جانب دين تو شكست نخورم و حجّتهاى باطل آنها مرا سركوب نكند و با وسوسهء شيطان گمراه نشوم ، لذا در اين آيه خداوند به رسولش فرمان مىدهد كه از او بخواهد وى را در همه امورش سرپرستى كند و از ناحيهء خود غلبه و سلطهاى به او ببخشد كه همواره ياور او باشد و در نتيجه هرگز از حق منحرف نگشته و به سوى باطل متمايل نگردد .
( 81 )
( وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً )
: ( و بگو حق آمد و باطل رفت ، همانا كه باطل هلاك شدنى است ) ، ( زهوق ) يعنى هلاكت و بطلان ، در اين آيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را امر مىكند به اينكه ظهور حق را به همه مردم اعلام كند و بگويد كه باطل هرگز دوام نمىيابد و سرانجام نابود مىگردد و به قرينهء سياق منظور از اين آيه اين است كه مشركين را به كلى دلسرد كند تا براى هميشه مأيوس شوند و يقين كنند كه دولت حقّ پابرجاست و آنان هرگز قدرت بر نابودى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و دين اسلام ندارند .
[ آيهء ( 100 - 82 ) بيان اينكه قرآن براى مؤمنان شفاء و رحمت است . و بحث دربارهء اينكه هر كس براساس شاكلهء ذاتى خود عمل مىكند ]
( 82 )
( وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً )
: ( و ما آنچه از قرآن نازل كرديم شفاى دل و رحمت براى مؤمنان است ، ولى كافران را جز زيان چيزى نخواهد افزود ) ، ( من ) در آيه ( من بيانيّه ) است ، پس معناى آيه اين است كه ما نازل مىكنيم آنچه را كه شفا و رحمت است و آن قرآن مىباشد .
قلوب كسانى كه بر اساس فطرت باشند داراى عقايد حقّهاى در خصوص مبدأ و معاد و ساير اصول معرفت كه از آنها نتيجه مىشوند ، بوده و نيز از كمالات اخلاقى بهرهمند هستند و اين قرآن براى هدايت و شفاى قلبها نازل شده ، يعنى قلبهائى كه در اثر غفلت از فطرت دچار شك و شبهه و هواى نفس و پليدى طمع و وسوسههاى شيطانى شده باشند ، قرآن كريم با حجّتهاى قاطع و برهانهاى آشكار خود و با موعظههاى شفابخش و داستانهاى عبرتآموز و مثلهاى دلنشين خود و نيز با انذارها و بشارتها و احكام و