تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
شرايعش آنها را شفا مىدهد و تمامى آفات و امراض قلبها را ريشه‌كن مىسازد و از طرف ديگر قرآن براى مؤمنان رحمت است ، يعنى كمبودهاى آنها را جبران كرده و حوائج ايشان را برآورده مىنمايد ، چون قرآن با نور علم و يقين دل آدمى را روشن ساخته و آن را به زيور ملكات و صفات اخلاقى شايسته مىآرايد و تاريكيهاى جهل و شك و پليدى صفات ناشايست و نكوهيده را از آن زايل مىكند . لذا قرآن كريم شفا است چون لوح دل را از انواع امراض و انحرافات پاك مىكند و زمينه را براى جايگزينى فضائل مهيّا مىسازد و رحمت است از جهت اينكه صحّت و سلامت فطرت را به آن باز مىگرداند و انسان مؤمن را به سعادت و يقين رهنمون مىشود . و ايمان ، آن حالت وقار و آرامش قلبى است كه بواسطهء آن انسان به زبان اقرار به توحيد و معارف الهى نموده و با قلب خود به آن يقين داشته و با عمل جوارح خود آن را تأييد مىكند ، ( يعنى گفتار و كردار شخص مؤمن با هم مطابقت دارد ) . مىفرمايد : اين قرآن تنها باعث شفا و رحمت براى مؤمنان است ولى ظالمان و كافران را جز زيان چيزى نمىافزايد و اگر به جاى كلمه ( كافران ) از كلمه ( ظالمان ) استفاده نمود ، براى آن بود تا اشاره به علّت حكم بنمايد و بفهماند كه علّت خسارت يافتن ايشان از قرآن اين است كه آنها با ارتكاب كفر و فسق به خودشان ستم كرده‌اند . ( خسارت ) يعنى ضرر در سرمايه ، كفّار هم مانند ساير انسانها يك سرمايه اصلى داشتند كه همان دين فطرى آنها باشد ، امّا اين افراد به جهت كفرى كه به خدا و آيات الهى ورزيدند از اين سرمايه اصلى كاستند و چون به قرآن كفر ورزيدند و بدون منطق و فقط از روى ستم از آن روى گردان شدند ، همين قرآن خسارت ايشان را دو چندان كرده و نقصى بر نقص قبليشان مىافزايد « 1 » .
هامش
( 1 ) . يعنى با انكار قرآن آنها بر كفر سابقشان نسبت به خدا و پيامبر ، كفر به قرآن را نيز افزوده‌اند و در نتيجه با اين عمل سرمايه فطريشان را بيشتر دچار نقصان كرده‌اند ، و در واقع در اينجا زياد