تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
( 83 )
( وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً )
: ( و ما هر گاه به انسان نعمتى بخشيديم ، روى گرداند و دورى جست و هر گاه شرّ و بلايى به او روى مىآورد به كلّى مأيوس مىشود ) ، با آنكه نعمت مقتضايش سپاس و شكرگزارى است ، امّا انسان هنگامى كه خداوند به او نعمتى مىدهد ، به آن نعمت مشغول شده و منعم را از ياد مىبرد و ارتباط خود را با خدايش قطع كرده و با استكبار و برترى طلبى از پروردگار دور گشته و اعراض مىكند ، امّا هنگامى كه شرّ اندكى به او مىرسد بكلّى نااميد مىشود « 1 » . اينكه نعمت و خير را به خدا نسبت داد ، امّا شرّ را مطلق ذكر نمود به جهت آنست كه خداوند منبع هر خير است و هر امر خيرى مقصود با لذّات الهى بوده است ، امّا شرّ امرى نسبى و عدميست كه نسبت به اين امر شرّ است ، امّا نسبت به نظام عمومى عالم خير است ، پس هر امر شرّى بالاصاله و بالذّات شرّ نيست و خداوند در مورد آن هم ارادهء خير را نموده ، امّا نسبت به يك مورد باعث نقصان و مرگ و شرّ گشته است « 2 » . لذا انسان چون دل به اسباب ظاهرى بسته ، هنگام رسيدن نعمت سرگرم به آن شده ، شكر منعم را به جا نمىآورد و وقتى هم كه مختصر شرّى به او برسد كه جلوى خير او را سدّ كند ، دچار يأس شديدى مىشود و از هر خيرى قطع اميد مىكند ، چون او دل به اسباب ظاهرى داده و با از كار افتادن اين اسباب دچار نوميدى مىگردد ، ولى پروردگار و خالق آن اسباب را فراموش كرده ، اين حالت انسان در مسير عادّى زندگيست كه اسباب ظاهرى ميان او و پروردگارش حايل گشته و دلش از ياد و شكر او فارغ شده ، امّا انسان در حالت فطرى يا حالتى كه يكباره بلا و اندوه شديدى به او هجوم بياورد ، ( مثل
هامش
شدن خسران مجازا به قرآن نسبت داده شده ، امّا خسران در واقع اثر كفر خود آنها و سوء اختيارشان و شقاوت نفوس آنهاست ، ( مترجم ) . ( 1 ) . امام صادق عليه السّلام فرمودند : ( الصّبر عند البلاء اعظم من الغفلة عند الرّخاء ) ، صبر در برابر شدائد بهتر از فراموشى در هنگام آسايش است . ( 2 ) . به قول حكما شرور بالعرض داخل در قضاى الهى هستند ، امّا قضاى الهى بالّذات فقط به خير تعلّق مىگيرد .