تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
( 80 )
( وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ )
: ( و كسانى كه به ايشان علم داده شده بود ، گفتند : اى واى بر شما ، پاداش خدا براى آنكس كه ايمان آورد و عمل شايسته كند ، بهتر است و اين سخن را جز خويشتن داران فرا نمىگيرند ) يعنى افراد مؤمن بنى اسرائيل كه به خدا علم داشتند خطاب به آن دنيا طلبان نادان مىگفتند : اى جاهلان هلاكت بر شما كه چنين سخنانى مىگوييد : چون ثواب خدا براى آنان كه ايمان آورده و عمل صالح بجا آورند بهتر است از آنچه قارون دارد و شما آن را آرزو مىكنيد ، اما اين معنا را جز صابران درك نمىكنند و صابران كسانى هستند كه در برابر مصائب و بلايا و نيز در برابر مشقّت عبادات و بر ترك معاصى صبر مىكنند . و علّت اينكه اين مطلب را فقط صابران درك مىكنند اين است كه تصديق اين مطالب كه بهره اخروى بهتر از تمتّعات دنيويست قهرا مستلزم داشتن ايمان و عمل صالح است و اين دو نيز ملازم با ترك بسيارى از هواهاى نفسانى و محروميّت از مشتهيات و اميال است و اين امور جز براى كسانى كه داراى صبر هستند و مىتوانند مرارت مخالفت با نفس امّاره را تحمّل كنند ، محقّق نمىشود . ( 81 )
( فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ )
: ( او و خانه‌اش را در زمين فرو برديم ، پس او هيچ كسى را نداشت كه به غير خدا او را ياورى كند و خودش هم از منع كنندگان از عذاب نبود ) « 1 » پس نهايت كار قارون اين شد كه زمين او را در خود فرو برد و بطلان ادّعايش كه مىگفت : من با استحقاق و شايستگى خودم ثروتمند شده‌ام و بىنياز از خدا هستم ، آشكار شد و او هيچ جماعتى را نداشت كه وى را از عذاب شدن منع كنند و خودش هم
هامش
( 1 ) . در الدّر المنثور از ابن عباس نقل شده كه وقتى به دعاى موسى زمين قارون را فرو مىبرد تا سه بار قارون و اطرافيانش فرياد استغاثه برداشتند و گفتند : يا موسى ! امّا حضرت اعتنايى نكرد و سرانجام زمين آنها را فرو برد در همان دم خداوند وحى فرستاد كه : بندگان من هر چه تو را خواندند اجابتشان نكردى ، به عزّتم سوگند اگر مرا خوانده بودند من اجابتشان مىكردم .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 557 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر