كردهاند چيزى اضافه نمىشود و اين كمال عدل الهى است . همچنانكه معاملهء خداوند با نيكوكاران از كمال فضل اوست .
[ آيهء ( 88 - 85 ) توضيح دربارهء اينكه هر چيز نابود شدنى است ، جز وجه خدا ]
( 85 )
( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ )
: ( آنكس كه قرآن را بر تو واجب ساخت تو را به مكّه باز مىگرداند ، بگو پروردگار من بهتر مىداند كه چه كسى هدايت آورده و چه كسى در گمراهى آشكار است )
( معاد ) يعنى محل عود و رجوع كه بعضى مفسرّان « 1 » آن را به مكّه تفسير كردهاند و بعضى ديگر آن را مرگ « 2 » و يا حشر « 3 » دانستهاند و بعضى « 4 » آن را مقام محمود شفاعت كبرى ناميدهاند و بعضى آن را بهشت « 5 » يا بيت المقدس « 6 » گفتهاند و يا هر امر محبوبى كه دلخواه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم باشد « 7 » .
امّا به دلالت التزامى از نقل داستان موسى و وعدهء جميل به مؤمنان استفاده مىشود كه مراد از اين آيه ، همان وعدهء جميل نصرت بر مشركان و فتح مكّه است ، يعنى مىفرمايد : همانا آن خدايى كه قرآن را بر تو واجب كرده تا آن را بر مردم بخوانى و ابلاغ كنى و دستورات آن را به كار ببندى به زودى تو را به آن محلّى برمىگرداند كه در آنجا معادت شود ، يعنى شهر مكّه كه قبلا رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در آنجا بود ولى در اثر آزار و اذيّت مشركان مجبور به هجرت از آنجا شد ولى حالا كه پايههاى دينش محكم شده به قدرت خدا به مكّه باز خواهد گشت و بنيان شرك را ويران مىسازد و مؤمنان وارث آن سرزمين مىشوند ، در حالى كه با ذلّت و خوارى مجبور به ترك آنجا شده بودند و اين بازگشت به مكّه قابل قياس با بودن قبلى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مكّه نيست به همين دليل هم ( معاد ) را نكره آورده تا بر عظمت اين عود اشاره كند و خداوند كريم همچنانكه قوم موسى را از شدّت و محنت به در آورد و آنان را وارث فرعونيان نمود قادر است تا
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 7 .
( 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ) . تفسير روح المعانى ، ج 20 .
( 7 ) . تفسير لاهيجى ، ج 3 .