تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
( 75 )
( وَ نَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ )
: ( و از هر امّتى گواهى بيرون مىكنيم و مىگوئيم ، برهان خود را بياوريد ، آن روز مىفهمند كه حق از آن خداست و آنچه افتراء مىزدند از ايشان غايب مىشود ) مراد از گواه و شهيد ( گواهان اعمال ) هستند ( كه گفتيم شامل انبياء و امامان و شهدا و صدّيقين و صالحين و حتى اعضاى بدن انسان مىباشند ) و در حضور آن گواهان از جماعات خواسته مىشود كه بر پندار خود كه مىگفتند : خدا شريك دارد ، حجّتى قاطع بياورند . و چون دستشان از هر عذر و حجّتى كوتاه است در آن هنگام به يقين مىفهمند كه حقيقت الوهيّت تنها براى خداست و او در الوهيّت شريكى ندارد و در نتيجه آنچه به خدا افترا مىبستند و شركائى كه براى او قرار مىدادند ، از ايشان غايب مىشود و مىفهمند كه حق با خداى متعال بوده و حقيقت امر الوهيّت آنچنان بر ايشان آشكار مىشود كه هيچ‌گونه خفايى نخواهد داشت ، به عكس دنيا كه در آن حق و باطل بهم آميخته بود ، چون روز قيامت روز كشف حقايق و جدا شدن آنها از اباطيل است .

[ آيهء ( 84 - 76 ) آيات مربوط به قارون و عاقبت او ]

( 76 )
( إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ )
: ( بدرستى كه قارون از قوم موسى بود ، پس بر آنها طغيان كرد ، ما به وى آنقدر از دفاين و گنجينه‌ها داده بوديم كه فقط كليدهاى آن ، مردانى نيرومند را خسته مىكرد ، آنزمان كه قومش به او گفتند : شادى تؤام با غفلت نداشته باش چون خدا چنين افرادى را دوست نمىدارد ) مىفرمايد قارون از بنى اسرائيل بود و قصد اين نمود كه بدون هيچ حقّى بر بنى اسرائيل تجاوز كند و ما آنقدر از مال و ثروت و گنجينه‌ها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن جماعتى نيرومند را به ستوه و تعب مىآورد ، و مردمش به او گفتند كه اى قارون خوشحالى مفرط و بىاندازه كه آخرت را از يادت ببرد ، نداشته باش ، چون اين