تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
انجام يا ترك عملى بكند چون همهء افراد بشر در معناى انسانيّت با هم شريك هستند ، پس انسان بالطبع و فطرتا آزاد است مگر آنكه خودش به اختيار خود چيزى از اختيارش را به ديگرى تمليك نمايد و حريّت خود را محدود و سلب كند . امّا خداى سبحان چون مالك ذات انسان و تمام افعال صادرهء از اوست و مالكيّت مطلق و نامحدود دارد ، هم به ملك تكوينى مالك بشر است و هم به ملك تشريعى و اعتبارى ، لذا انسان نسبت به آنچه خداى متعال به امر و نهى تشريعى و يا به مشيّت تكوينى از او بخواهد ، هيچ گونه آزادى و حريّتى ندارد ، پس اين معناى ( ما كان لهم الخيرة ) مىباشد و در خاتمه مىفرمايد : خدا منزّه است از شرك ايشان ، و از مصاديق شرك آنست كه مردم خود را نسبت به آنچه خدا برايشان اختيار كرده ، مختار بدانند و بپندارند كه مىتوانند آنچه او اختيار كرده رد كنند و يا آنچه را او اختيار ننموده ، قبول نمايند ، خدا از چنين پندارى منزّه است چون او متصّف به هر كمال و منزّه از هر نقص است و اين تصوّر و پندار مستلزم ادّعاى استقلال در وجود و شريك دانستن خود در صفت الوهيّت خداست ، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . ( 69 )
( وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ )
: ( و پروردگار تو مىداند آنچه را كه سينه‌هايشان پنهان نموده و يا اظهار مىكنند ) يعنى خداوند تو آنچه را كه مردم در باطن سينهء خود مخفى مىكنند و نيز آنچه را كه اظهار مىنمايند مىداند چون او مخزن اسرار مردم و سينه‌هاى آنهاست و علم او نامحدود است . لذا او عالم به گناهان ظاهرى و شرك باطنى و معاصى آنهاست و با حكمت خود براى آنان اعمالى را اختيار كرده تا به اين وسيله آنها را پاك و مطهّر نمايد . ( 70 )
( وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
: ( و اوست خدايى كه جز او خدايى نيست و حمد و ستايش در دنيا و آخرت مخصوص اوست و حكم نيز فقط از آن اوست و به سوى او بازمىگرديد ) پس او خداى يكتائيست كه اختيار مطلق از آن اوست و همهء ما سوى اللّه بايد فقط او را عبادت كنند و از آنجا كه هر كمال و خيرى در دنيا و آخرت نعمتى است كه از جانب