تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
يعنى اگر پيامبرى بسوى اينها نمىفرستاديم حجّت بر عليه آنها تمام نبود و در صورتى كه ما آنها را بواسطهء كفر و فسقشان به مصيبت دنيوى يا اخروى گرفتار مىكرديم ، مىتوانستند عذر بياورند و بر عليه ما حجّت اقامه كنند ، كه پروردگارا چرا رسولى بسوى ما نفرستادى تا آيات تو را پيروى كنيم و مؤمن شويم ؟ ( 48 )
( فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ )
: ( و زمانيكه حق از ناحيهء ما سويشان آمد ، گفتند : چرا مثل آنچه به موسى دادند به اين پيامبر ندادند ، آيا در برابر آنچه كه به موسى داده شد كافر نشدند و نگفتند كه اين قرآن و تورات دو سحرند كه يكديگر را كمك مىكنند و ما نسبت به همهء آنها كافر هستيم ؟ ) مىفرمايد ما به همين جهت و به منظور اتمام حجّت رسولى برايشان فرستاديم و كتاب آسمانى بر آنها نازل كرديم ولى به جاى آنكه به آن ايمان بياورند ، همين كه اين قرآن حق از ناحيهء ما بسويشان آمد ، گفتند : چرا به اين پيغمبر مثل تورات موسى كتابى داده نشد ، يعنى چرا قرآن مانند كتاب تورات يكباره نازل نشده « 1 » . و خداوند در جواب اعتراضشان مىفرمايد : آيا جز اين است كه اينها به كتاب تورات هم كفر ورزيدند و گفتند : تورات و قرآن هر دو سحر هستند و يكديگر را تأييد مىكنند ولى ما به هر دوى آنها كافريم و يا از اصل نبوّت را هم منكر هستيم ؟ ! پس سخن اينها فقط ناشى از بهانه جوئى و عذر تراشى است و گرنه اينها به خود تورات هم ايمان‌آور نبودند . ( 49 )
( قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ )
: ( بگو اگر راست مىگوييد ، كتابى از جانب خدا بياوريد كه هدايت كننده‌تر از تورات و قرآن باشد ، تا من از آن پيروى كنم ) اين سخن نتيجه و فرع بر سحر بودن قرآن و تورات است ، يعنى حالا كه شما ادّعا
هامش
( 1 ) . چون در سورهء فرقان ، آيهء 32 ؛ از كفار نقل مىشود كه گفتند :( لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً )