ظالم را داشت ، اما به هر جهت اين خطا منسوب به خدا نبود ، بلكه منسوب به شيطان بود ، چون اين واقعه از اشتباه و سؤ تدبير ناشى مىشد و به زودى فرعون و بزرگان قبطى را بر عليه او تحريك مىكرد و اين امر همان چيزى بود كه شيطان ارادهء آن را داشت .
( 16 )
( قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ )
: ( موسى گفت : پروردگارا من به نفس خود ستم كردم پس مرا بيامرز ، و خدا هم اثر جرم او را محو كرد و او را آمرزيد ، آرى خدا آمرزندهء مهربان است )
موسى در اينجا در پيشگاه پروردگار خود اقرار مىكند كه به نفس خود ستم كرده ، چون نفس خود را مورد خطر قرار داده و آنگاه از خداوند درخواست مىكند تا اثر اين عمل را خنثى كند و او را از عواقب وخيم آن خلاص نمايد و خداوند هم او را از شرّ فرعونيان و از اين اندوه نجات داد چون او آمرزنده و مهربان است .
( 17 )
( قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ )
: ( موسى گفت :
پروردگارا به خاطر اين نعمتى كه من دادى ، هرگز پشتيبان مجرمين نمىشوم )
در اين عبارت موسى عليه السّلام با خداى خود عهد و پيمان مىبندد كه به واسطهء اين نعمتى كه خدا به او ارزانى داشته ديگر هرگز هيچ مجرمى را در جرمش كمك نكند ، تا شكر نعمات الهى را به جا آورده باشد ، و مراد از نعمت ، ولايت الهى است كه خداوند آن را به اهل صراط مستقيم ( يعنى انبياء ، صديقين ، شهداء و صالحين ) « 1 » اختصاص داده است و از همين جا معلوم مىشود مراد از ( مجرمين ) امثال فرعون و درباريان او هستند ، نه امثال آن مرد اسرائيلى كه موسى او را يارى كرد ، چون ، نه يارى كردن او جرم بود و نه سيلى زدن موسى به قبطى و چگونه ممكن است صاحب ولايت الهى و اهل صراط مستقيم مرتكب جرم و معصيت شود ، با اينكه به شهادت قرآن داراى علم و حكم مىباشد ؟
( 18 )
( فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ )
: ( فرداى آن روز در شهر نگران و هراسان مىگشت ،
هامش
( 1 ) . به شهادت آيهء 69 ، سورهء نساء .