و اين كلام اشاره به آن است كه بر انسان لازم است كه در جائى كه پرده جهل و ظلمت ديدگان او را در حجاب گرفته ، سكوت كند و آرامش داشته باشد ، يعنى چيزى را كه نمىداند نه انكار كند و نه تصديق « 1 » ، و در مقابل ، در جايى كه دلايل و آيات بيّنات چون روز روشن حقيقت را آشكار مىكنند ، آن آيات را ببيند و به آنها ايمان آورده و آنها را تصديق نمايد .
( 87 )
( وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ )
: ( روزى كه در صور دمند و هر كه در آسمانها و در زمين است وحشت كند ، جز آنكه خدا بخواهد و همگى با خوارى و ذّلت به پيشگاه او درآيند )
نفخ صور ( دميدن در بوق ) كنايه است از اعلام نمودن مطلب به يك جمعيت انبوه . و ( فزع ) يعنى گرفتگى ناشى از ترس و ( دخور ) يعنى كوچكى و خوارى ، مىفرمايد زمانى كه در صور دميده شود ( چه نفخهء اول كه با آن همه زندگان مىميرند و چه نفخهء دومى كه با آن روح به كالبدها دميده مىشود و همه مبعوث مىشوند ) همهء موجودات آسمانها و زمين از ترس به جزع و فزع مىافتند جز كسانى كه خدا بخواهد و ايشان را ايمن نمايد كه آنان همان نيكوكاران هستند و در آن زمان تمام موجودات صاحب عقل در آسمانها و زمين همه با حالت ذّلت و خوارى بندگى در برابر پيشگاه الهى حاضر مىشوند ، چون بنده در پيشگاه مولايش جز فقر و ذّلت چيزى ندارد .
( 88 )
( وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ )
: ( و كوهها را مىبينى و مىپندارى كه بىحركت و جامدند در حالى كه مانند ابر در حركتند ، صنع خداى يكتاست كه همه چيز را به كمال آورده همانا او از آنچه انجام مىدهيد آگاهى دارد )
چون اين آيه در سياق آيات راجع به قيامت واقع شده ، معناى آن اين است كه : اى رسول ما ، اگر در روز قيامت كوهها را ببينى آنها را بىحركت تصوّر مىكنى در حالى كه
هامش
( 1 ) . همچنانكه بو على سينا مىگويد هر امر عجيبى را كه مىشنوى تا زمانيكه برهانى بر عليه آن نيافتهاى آن را در بقعهء امكان قرار بده و انكار نكن . ( مترجم )