خطاب مىرسد : كه آيا شما آيات مرا كه دالّ بر حق بود و شما هيچ علمى به آن نداشتيد ، تكذيب كرديد ؟ چگونه چيزى را كه نمىشناختيد دروغ شمرديد ؟ و غير از اين تكذيب چه كارهايى كه مرتكب مىشديد ؟ و اين سؤال متضمّن توبيخ و ملامت آنهاست .
( 85 )
( وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ )
: ( و بواسطهء ستمهايى كه كردهاند عذاب بر آنها واجب و حتمى شود و ايشان سخنى نمىگويند )
يعنى آن افراد مكذّب امّتها به خاطر اينكه ستمكارند قضاى عذاب در حقّشان رانده خواهد شد و ديگر چيزى نخواهند داشت كه سخن را با آن آغاز كنند ، و يا شايد مراد از قول ، قول خداى متعال باشد كه فرمود
( إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )
« 1 » بدرستى كه خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمىكند )
كه در اين صورت معنا چنين خواهد بود : كه ايشان به خاطر اينكه در تكذيب آيات الهى ستمكار بودند ، به عذرى كه بوسيلهء آن اعتدار جويند ، رهنمون نشدند و در نتيجه از سخن بازماندند و نتوانستند عذرى بياورند .
( 86 )
( أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )
: ( آيا نمىبينند كه ما شب را پديد آوردهايم تا در آن استراحت كنند و روز را روشن كردهايم ، همانا در اين امور براى گروهى كه ايمان مىآورند نشانههايى هست )
اين آيه به جهت ملامت و توبيخ كفّار مىفرمايد : اينها نه تنها دليلى بر تكذيب خود ندارند بلكه دليل بر عليه آنها قائم است ، چون آنها شب را ديدهاند و در آن بسر بردهاند و روز را نيز ديدهاند كه آيات آسمان و زمين را برايشان روشن مىكند و با اين حال چرا از اين آيات بصيرت نمىيابند ؟ و مراد از آيات ، علائم و نشانههايى است كه بر توحيد دلالت مىكنند ، لذا اينكه خداوند شب را جهت آرامش و روز را جهت ديدن آيات آسمانى و زمينى قرار داده ، خود آياتى هستند براى مردمى كه در آنها اثرى از ايمان و تصديق به حق وجود داشته باشد .
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 144 .