بدى مرتكب شود در آن روز با صورت در آتش جهنّم انداخته مىشود و در آخر با نحو استفهام انكارى تقرير مىكند كه افراد جز به همان عملى كه كردهاند ، جزا داده نمىشوند ، يعنى خود آن عمل براى فرد مجسّم مىگردد و گريبان او را مىگيرد ، پس هيچ ظلمى در جزا و هيچ ستمى در حكم نيست .
( 91 )
( إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَها وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ )
: ( همانا من فرمان يافتهام ، پروردگار اين شهر را كه آن را محترم نموده و همه چيز از اوست پرستش كنم و فرمان يافتهام كه از مسلمانان باشم )
( 92 )
( وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ )
: ( و اين قرآن را بخوانم ، پس هر كه هدايت يافت ، براى خودش هدايت يافته و هر كه گمراه گشت ، تو بگو من فقط از بيم دهندگانم )
( 93 )
( وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ )
: ( و بگو ستايش مخصوص خدايى است كه آيههاى خويش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهيد شناخت و پروردگارت از اعمالى كه انجام مىدهيد بىخبر نيست )
اين آيات خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است و اين حقيقت را بيان مىكند كه دعوت حق ، بشارت و انذاريست كه با آن ، حجّت بر همه تمام مىشود و كار مردم به دست رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيست ، او تنها مأمور است كه مردم را بيم دهد و رسالت خدا را ابلاغ نمايد امّا زمام امور بدست خداست و او به زودى آيات خود را به آنان نشان خواهد داد و آن را خواهند شناخت و خدا از اعمال بندگان غافل نيست .
منظور از ( هذه البلده ) مكّه معظّمه است كه خداوند آن را حرم قرار داده و احترامش را بر مردم واجب نموده ، اما مردم اهل مكّه اين نعمت بزرگ را كفران كرده و به جاى عبادت خدا به پرستش بتها روى آوردند « 1 » . و اين عبارت تعريضى بر عليه آنهاست .
هامش
بزرگ آنها را اندوهناك نكند و ملائكه آنها را در حالى ملاقات مىكنند كه مىگويند : اين همان روزى است كه به شما وعده مىدادند . سورهء انبياء ، آيهء 103 .
( 1 ) . قبل از اسلام بتپرست بودند و در زمان اسلام منافق شدند و با فرستاده حق ستيزه كردند تا