چون ابر به حركت درمىآيند و اين آفرينش خدايى است كه هر چيز را محكم و متقن خلق نموده و او نسبت به اعمال بندگان آگاه و خبير است و آنان را جزاى مناسب مىدهد « 1 » .
بعضى ديگر حركت كوهها را به حركت جوهرى تفسير كردهاند ، يعنى اينكه كوهها هم مانند تمامى موجودات با جوهرهء ذاتشان به سوى غايت وجودى خود در حركتند كه اين همان معناى حشر و رجوع به سوى خداى سبحان است و بعضى ديگر حركت كوهها را به حركت انتقالى زمين تفسير نمودهاند كه هر دوى اين تفاسير ، موجّه و مقبول است ، منتها در اين صورت اين آيه ربطى به قيامت نخواهد داشت و از سياق دور خواهد بود .
( 89 )
( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ )
: ( هر كس كار نيكى بياورد ، پاداشى بهتر از آن دارد و آنان از وحشت آن روز ايمن هستند )
( 90 )
( وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )
: و هر كس كار بدى آورد ، آنها به رو در آتش سرنگون شوند ، آيا جز بدانچه عمل كردهايد ، جزا داده مىشويد ؟ )
اين دو آيه شرح جملهء
( إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ )
در آيه سابق مىباشند ، يعنى اثر خبير بودن خدا جزاء عادلانه و موافق با عمل است .
لذا كسى كه عمل نيك كند جزايى دارد بهتر از آن عمل نيك ، چون عمل هر چه باشد ، مقدّمه است براى جزاء ، پس غرض و غايت هر عملى از مقدّمه بهتر است . و مقصود از فزع ، فزع بعد از نفخهء دوم صور است . يعنى نيكوكاران در روز قيامت و بعد از مبعوث شدن از گورها ، از هر فزع و جزعى ايمن هستند « 2 » . از طرف ديگر هر كسى عمل
هامش
( 1 ) . پس خدايى كه آفرينش را متقن نموده اگر در نهايت ، آن را ويران و منهدم مىكند ، از قبيل افساد نيست بلكه تخريب دنيا مقدمهء تعمير آخرت است و در آن روزى كه در صور دميده مىشود و همه با خوارى و ذلّت در پيشگاه الهى حاضر مىشوند خداوندى كه به اعمال بندگان آگاه است ، ايشان را مطابق حكمت و عدل خود جزا مىدهد .
( 2 ) . همچنانكه فرمود :( لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ )اندوه