تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
آن دو بهم مخلوط نشوند ، بهتر است يا آن معبودهاى دروغين كه مىپرستيد ، و آيا با چنين خدايى ، خداى ديگرى هست كه آن را به خدايى بگيريد ؟ هرگز ، بلكه اينها افرادى هستند كه چيزى نمىدانند و اگر علمى داشتند ، هرگز شرك نمىورزيدند . ( 62 )
( أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ )
: ( يا آنكه درمانده را وقتى كه او را بخواند ، اجابت كند و محنت از او بردارد و شما را جانشينان اين سرزمين كند ، چگونه با اين خدا ، خدايى هست ؟ چه كم متذكّر مىشويد ) مراد از ( اجابت مضطرّ وقتى كه او را بخواند ) اين است كه خدا دعاى ، دعا كنندگان را اجابت مىكند و حوائج آنها را برمىآورد و قيد اضطرار براى آنست كه تا آدمى بيچاره و درمانده نشود دعاهايش حقيقتا دعا نخواهد بود و قيد
( إِذا دَعاهُ )
براى آنست كه بفهماند ، خدا وقتى دعا را مستجاب مىكند كه دعا كننده حقيقتا او را بخواند و دل به اسباب ظاهرى نبسته باشد بلكه اميدش از همهء آن اسباب قطع شده و تنها ، توجّهش به سوى خدا باشد . لذا اگر دعا صادق بود و دعا كننده فقط خدا را خواند ، در چنين صورتى خداوند او را اجابت مىكند و گرفتاريش را بر طرف مىسازد و اين امر مطلق است اما چنانچه دعا شروط فوق را نداشته باشد ، خداوند اگر بخواهد حاجتشان را برآورده مىسازد و اگر نخواهد آن را برآورده نخواهد ساخت . در ادامه مىفرمايد : خداوند شما را خليفه در زمين قرار داده است يعنى خداوند به انسانها خلافت زمينى داده تا در زمين و مخلوقات آن تصرّف كنند و اين تصرّفات از مصاديق كشف سوء از مضطرّ هستند ، و بدون كشف سوء معناى خلافت تمام نمىشود . پس آيا با چنين خدايى خداى ديگرى وجود دارد ؟ در آخر با خطابى توبيخى به كفّار مىفرمايد : چه كم متذكّر و متنبّه مىشويد ، و اگر ايشان اهل تذكّر بودند و اين حقايق را مىدانستند هرگز از پروردگارشان منقطع نمىشدند . ( 63 )
( أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ )
: ( يا آنكه در ظلمتهاى خشكى و دريا شما