است ، يعنى مىگويند چگونه ممكن است كه بعد از اينكه ما و پدرانمان همه خاك شدهايم دوباره از دل زمين به صورت انسانى تام الخلقه - همانطور كه الآن هستيم - درآئيم ؟ ! و يا مىگويند : اين مسأله بعث را انبياء گذشته هم به ما و پدرانمان وعده دادهاند و امر نوظهورى نيست ، و يكى از افسانههاى خرافى گذشتگان است و اگر خبر صادقى بود بايد تا امروز اتّفاق مىافتاد و ما آن را مىديديم و حالا كه واقع نشده معلوم مىشود از اساطير الاولين و خرافات است .
( 69 )
( قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ )
« 1 » : ( بگو در اين سرزمين بگرديد و بنگريد سرانجام كار گنهكاران چگونه بود )
در اين آيه خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد تا مشركان منكر بعث را انذار و تهديد كند ، و به ايشان بگويد : در زمين سير كنيد و عاقبت گنهكارانى را كه دعوت انبياء را تكذيب كرده و روز قيامت را منكر شدند . ببينند ، چون نظر و تفكّر در عاقبت آنها براى عبرت صاحبان بصيرت كفايت مىكند .
( 70 )
( وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُنْ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ )
: ( و تو غم ايشان را مخور و از آن نيرنگهايى كه مىكنند دلتنگ مباش )
در اين آيه به منظور تسليت و دلخوش نمودن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم خطاب به آن حضرت مىفرمايد . از اصرار ايشان بر كفر و انكار غمناك مباش و از مكرهايى كه براى ابطال دعوت تو مىكنند تنگدل مشو ، چون آنها هر چه مىكنند مطابق علم و ارادهء خدا واقع مىشود و نمىتوانند خدا را به ستوه و عجز آورند و او به زودى سزاى اعمالشان را مىدهد .
هامش
( 1 ) . شايد هم اين آيه حجّتى بر معاد باشد ، يعنى همين كه افراد مكذّب اقوام گذشته به هلاكت و انقراض افتادهاند ، دليل بر آنست كه هر كس به سزاى عملش مىرسد و اگر سزاى همهء اعمال در اين دنيا داده نمىشود ، معلوم مىشود قطعا نشأة ديگرى هست كه جزاى ايشان در آنجا واقع خواهد شد و آن نشأة آخرت است .