مانده ، پس فقط عقاب و عذاب ابدى خواهند داشت .
( 6 )
( وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ )
: ( و همانا تو قرآن را از ناحيه خدايى فرزانه و دانا فرا مىگيرى )
خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد تو اين قرآن را از جانب خداوندى فرا مىگيرى كه حكيم و عليم است ، بنابراين قرآن از سرچشمه حكمت ناشى شده و هيچ ناقضى نمىتواند آن را نقض كند و هيچ عامل سست كنندهاى نمىتواند آن را موهن سازد و نيز قرآن از منبع علم نشأت گرفته و هيچ دروغى در اخبار آن نيست و هيچ خطايى در قضاوت آن راه ندارد .
[ آيهء ( 14 - 7 ) بيان ماجراى موسى و معجزات او ]
( 7 )
( إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ )
: ( آن زمان كه موسى به خانوادهء خود گفت : من آتشى حس مىكنم ، به زودى خبرى از آن براى شما مىآورم يا شعلهاى از آتش آورم تا شايد گرم شويد )
مراد از اهل موسى ، همسرش دختر شعيب عليه السّلام بوده و به كار بردن صيغهء جمع يا بدليل كنايه آوردن با كلمه اهل است و يا بدليل آنكه غير از همسر او افرادى چون خادم و كرايه دهنده و غير آن همراه وى بودهاند .
( آنست ) صيغهء متكلم از مصدر آن به معناى ديدن و يا احساس آرامش و گرمى نمودن است . و ( شهاب ) نورى است كه چون عمود از آتش برمىخيزد . و ( قبس ) يعنى مقدارى آتش كه از آتش ديگر برداشته شود . و ( اصطلاء ) به معناى گرم شدن با آتش است .
به هر جهت ظاهرا ماجرا به اين صورت بوده كه موسى عليه السّلام هنگام بازگشت به مصر و زمانيكه خانوادهاش همراه او بودند ، در بين مسير ، راه را گم كرده و چون هوا سرد و شبى تاريك بوده است ، ناگهان موسى عليه السّلام از دور آتشى ديده و خواسته تا نزديك آن برود و گر كسى را در كنار آتش يافت ، راه را از او بپرسد و يا پارهاى از آتش بگيرد و نزد خانوادهاش ببرد و تا در آنجا بيفروزند و گرم شوند و از سياق استفاده مىشود كه آتش