از او پيروى نمىكنند و اساس سخنانش بر غوايت و انحراف نيست . و خودش اوّلين كسى است كه به آنچه مىگويد ، عمل مىكند . پس نه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شاعر است و نه قرآن شعر است بلكه قرآن كلام حق است كه مردم را به سوى رشد و سعادت دعوت مىكند و رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم هم داعى بسوى حق مىباشد . همچنانكه فرمود
( وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ )
« 1 » ( ما نه به او شعر تعليم داديم و نه او را سزاوار است ، اين نيست بجز قرآنى آشكار . )
در ادامه براى آنكه بعضى شاعران اهل حقيقت را از سايرين جدا كند ، به نحو استثناء فرمود : جز آنهايى كه ايمان دارند و عمل صالح مىكنند ، در ادامه فرمود : آنها خدا را بسيار ياد مىكنند - و بديهى است كه ذكر مداوم خداوند انسان را به سوى حق و آنچه باعث رضايت پروردگار است ، مىبرد و او را از باطل كه مورد سخط و كراهت پروردگار است ، باز مىدارد - در نتيجه چنين شعرائى دچار گمراهى نمىشوند .
و در ادامه صفت ديگر آنها را بيان مىكند و آن اين است كه اين شعراء ، بعد از مظلوم واقع شدن ، انتقام مىگيرند ، يعنى اينها شعرايى هستند كه با اشعار خود ، اشعارى را كه كافران بر عليه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم سرودهاند يا به دين او طعنه زدهاند و اسلام و مسلمين را هجو كردهاند ، پاسخ داده و ردّ كردهاند .
و در آخر در مقام تهديد مشركان و همه ستمكاران مىفرمايد : به زودى كسانى كه ستم كردهاند ، خواهند فهميد كه به چه بازگشتگاهى برمىگردند . و آن همان آتش جهنم است كه جايگاه جاودان آنهاست .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 69 .