معنايش اين است كه خطاب به هود عليه السّلام گفتهاند اين دعوت تو چيزى جز همان اساطير الاولين و خرافات نيست و در صورت دوّم معنا اين است كه اين روش بتپرستى چيزى جز همان شيوه گذشتگان ما نيست ، سپس در مقام انكار معاد برآمده و مىگويند : ما ابدا عذاب نخواهيم شد و وعدههاى تو دروغ است خداوند هم به جرم اين تكذيبشان بادى عقيم بسويشان فرستاد و آنها را هلاك نمود . در ادامه مىفرمايد در اين ماجرا نيز نشانه و عبرتى وجود دارد اما بيشتر آنها ايمان نياوردند ، چون اگر مؤمن مىشدند خداوند به جاى آنكه آنها را عذاب كند ، ثوابشان مىداد و همانا پروردگار تو عزيز است پس بر هلاكت و عقوبت آنها قادر است ولى گاهى در عقوبت مكذّبان عجله نمىكند و آنها را مهلت مىدهد و از طرف ديگر خداوند مهربان است ، پس بندگانش را به مسير سعادت رهنمون مىشود و اسباب هدايت آنها را فراهم مىكند .
[ آيهء ( 159 - 141 ) دربارهء قوم ثمود و عاقبت ايشان ]
( 141 )
( كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ )
: ( ثمود نيز پيامبران را تكذيب كردند )
( 142 )
( إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ )
: ( آن زمان كه برادرشان صالح به آنها گفت : چرا نمىترسيد ؟ )
( 143 )
( إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ )
: ( همانا من پيامبرى امانتدار هستم )
( 144 )
( فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ )
: ( پس از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد )
( 145 )
( وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ )
: ( و من در برابر پيغمبرى از شما مزدى نمىخواهم ، اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست )
ثمود نيز از اقوام عرب پس از قوم عاد بودهاند كه خداوند صالح نبى عليه السّلام را بسوى آنان فرستاد اما آنها او را تكذيب كردند و تفسير اين چند آيه درست به مانند ، آيات مشابه در مورد هود عليه السّلام و نوح عليه السّلام مىباشد .
( 146 )
( أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ )
: ( آيا مىپنداريد هميشه در نهايت امنيّت رها مىشويد ؟ )
( 147 )
( فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ )
: ( در باغستانها و چشمهسارها )