و ( جبّار ) « 1 » به معناى كسى است كه بر ديگران علّو و عظمت و سلطنت داشته باشد .
در ادامه فرمود : از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد و دست از اين اسراف و استكبار برداريد و بترسيد از خدايى كه شما را با نعمات گوناگونى كه مىدانيد و آنها را مىشناسيد ، مدد كرده چون شما بايد در برابر اين يارى از او شكرگزار باشيد نه آنكه اسراف و استكبار نماييد آنگاه اجمالى از نعمات الهى را ذكر كرده از قبيل مال و فرزند و احشام يا باغها و چشمه سارها و منظور اين بوده تا آنها را متوجّه نعمات الهى بنمايد و بگويد شما خود مىدانيد كه نعمتها از جانب خداست و هيچكس در اعطاى آن به شما ، با او مشاركت ندارد ، پس واجب است كه شكر آنها را بجا آوريد و از نافرمانى خدا بپرهيزيد ، چون كفران نعمت موجب غضب و عذاب خدا مىشود . به همين دليل من از عذاب روزى بزرگ - يعنى روزى كه عذاب و غضب الهى بر شما نازل شود - بر شما هراسانم . و مراد از روز عذاب ظاهرا قيامت و يا روز وقوع عذاب دنيوى و هلاكت آنها است .
( 136 )
( قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ )
: ( گفتند : يكسانست ما را خواه پند دهى يا از پند گويان نباشى )
( 137 )
( إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ )
: ( اين نيست جز رفتار گذشتگان )
( 138 )
( وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ )
: ( و ما از عذّاب شدگان نخواهيم بود )
( 139 )
( فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْناهُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ )
: ( و او را تكذيب كردند و ما هلاكشان كرديم همانا در اين عبرتى هست ولى بيشتر آنها ايمانآور نبودند )
( 140 )
( وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ )
: ( و همانا پروردگارت غالب و مهربان است )
كلمه ( هذا ) اشاره به معارف توحيدى است كه هود عليه السّلام آورده و مردم آن را موعظه ناميدهاند و شايد هم اشاره به بتپرستى و روش پدرانشان باشد . كه در صورت اوّل
هامش
( 1 ) . گفتيم كه ( جبّار ) يكى از اسماء حسناى خداى متعال است و در مورد خدا صفتى پسنديده و بجاست ، اما غير او علّو و عظمتى ندارد كه بخواهد خود را جبّار بداند . ( مترجم )