( 122 )
( وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ )
: ( و همانا پروردگارت همو قدرتمند و مهربان است )
قوم نوح به جاى آنكه متّعظ شوند و به آن جناب ايمان بياورند ، در جواب ، او را تهديد كردند كه اگر از دعوت خود دست برندارى تو را سنگسار مىكنيم و اين شيوه ، سنّت ديرينه همهء مكذّبان دعوت حق است ، در اين مرحله حضرت نوح به درگاه پروردگار خود پناه مىبرد و عرضه مىدارد : خدايا اين قوم مرا دروغگو شمردند و هيچ اميدى به ايمان آوردن اينها نيست و تكذيب بطور مطلق از آنها تحقّق يافته ، پس ميان من و آنها حكم كن به صورتى كه يكى از ما دو طرف از ديگرى دور شود ( اين سخن كنايه از درخواست نزول عذاب است ) و مرا و همراهانم از مؤمنان را نجات بخش . يعنى حضرت نوح از خداوند مىخواهد تا با نزول عذاب بر كفّار و فاسقين ، گروه مؤمن و كافر از هم متمايز شوند و خداوند او و پيروان مؤمنش را از وقوع عذاب نجات دهد .
همچنانكه در جاى ديگر به اين درخواست تصريح نموده است
( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً )
« 1 » پروردگارا در روى زمين احدى از كافران را باقى نگذار كه اگر تو آنها را باقى بگذارى ، بندگانت را گمراه مىكنند و جز گنهكار و كافر نمىزايند )
پس از آن خداوند دعاى نوح را اجابت فرمود و طوفان فراگير را نازل نمود ، و به قدرت خود نوح و همراهانش را در كشتى مملوّ « 2 » از آنها و ساير ازواج جنبدگان ، نجات داد و بعد از آن بقيهء قوم او را كه همگى كافر و مكذّب بودند غرق فرمود .
در ادامه مىفرمايد : همانا در اين داستان نوح نشانههايى بر توحيد خداوند و صدق دعوت پيامبران وجود دارد ، اما بيشتر قوم نوح به دعوت او ايمان نياوردند ، با اين همه پروردگار تو قدرتمند و عزيز است و مكذّبان را عقوبت مىكند و مهربان است لذا مردم
هامش
( 1 ) . سورهء نوح ، آيهء 26 و 27 .
( 2 ) . در تفسير قمى در ذيل آيه از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه ( فلك مشحون ) يعنى كشتى مجهّزى كه همه كارهايش تمام شده بود .