مىفريبند تا خودشان انحراف يافته و مردم را منحرف نمايند و آنها را به استدراج كشانده و با مال و منصب مىفريبند .
( 65 )
( إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا )
: ( همانا بندگان من ، تو را بر آنها تسلّطى نيست و فقط محافظت و نگهبانى خدا ايشان را كفايت مىكند ) ، مراد از ( عبادى ) مطلق بندگان خدا هستند كه در مقابل بندگان شيطان و پيروان او قرار دارند و ( عباد ) از ( مخلصين ) اعم است .
و اضافه نمودن بندگان به خود براى احترام ايشانست ، و در آخر فرمود : خداوند براى قيام بر ادارهء نفوس و اعمال آنها و براى نگهدارى منافع و سرپرستى امور آنها كافيست و اين وكالت خاصّ الهى مختص بندگان هدايت يافته اوست نه افراد غاوى و گمراه كه خود طوق بندگى شيطان را بر گردن نهادهاند همچنانكه فرمود :
( إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ )
« 1 » ، ( همانا تو را بر بندگان من تسلّطى نيست جز گمراهانى كه از تو پيروى كنند ) .
[ آيهء ( 72 - 66 ) بيان تكريم و تفضيل انسان بر ساير مخلوقات ]
( 66 )
( رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ كانَ بِكُمْ رَحِيماً )
: ( پروردگار شما كسى است كه در دريا كشتيها را به حركت در مىآورد تا شما بتوانيد سفر كنيد و از فضل خدا در طلب روزى برآييد ، همانا او نسبت به شما مهربان است ) ، ( ازجاء ) يعنى راندن چيزى از حالى به حال ديگر ، در اينجا به معناى حركت دادن كشتيها در آب بوسيله باد و مانند آن و نرم و روان ساختن آب است و اينكه طلب روزى را ( ابتغاء فضل ) ناميد به جهت آنست كه خداوند جواد و بخشنده ، روزى خلق را از ناحيهء فضل خود افاضه مىكند و خزائن الهى بواسطهء روزى خلق كاسته نمىشود ، لكن چون هر شخص بخشندهاى مازاد و اضافه بر احتياج خود را به ديگران مىبخشد و فضل به معناى مازاد است ، لذا روزى خلق را فضل الهى ناميده است و در آخر اشاره به صفت مهربانى خداوند نموده و مىفرمايد او نسبت به شما مهربان است و به رحمت خود هر
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 42 .