( 26 )
( قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ )
: ( موسى گفت : پروردگار شما و پروردگار نياكانتان )
( 27 )
( قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ )
: ( فرعون گفت : همانا پيغمبرى كه بسوى شما فرستاده شده ديوانه است )
( 28 )
( قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ )
: ( گفت : او پروردگار مشرق و مغرب و هر چه ميان آن دو است ، اگر تعقّل مىكنيد )
( 29 )
( قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ )
: ( فرعون گفت : اگر خدايى غير از من بگيرى زندانيت مىكنم )
فرعون به منظور تجاهل و تغافل از موسى توضيح مىخواهد كه بگويد رب العالمين چيست ؟ و اين كلام او اشاره به آن است كه من از رب العالمين جز نامش چيزى نمىدانم پس تو آن را براى من توضيح بده ، در اعتقاد فرعون خودش رب اعلى و برتر بود « 1 » و ساير بتها نيز معبود و آلهه بودند « 2 » و براى خود و بتها سهمى از استقلال در تدبير بخشى از عالم را قائل بوده و به همين دليل خود و بتها را ربّ مىناميد و چون او براى هر بخش عالم خلقت قائل به يك مدبّر و ربّ بود ، لذا با تعجّب مىپرسد ربّ العالمين چيست ؟
و موسى عليه السّلام در جواب او فرمود : رب العالمين همان ربّ آسمانها و زمين و هر آنچه ميان آنهاست ، مىباشد كه تدبير موجود در آنها چون تدبيرى متصّل و واحد است ، دلالت مىكند بر اينكه مدبّر و ربّ آنها نيز واحد است و اين همان اعتقاديست كه اهل يقين و كسانى كه غير از اعتقادات و يقينى و برهانى را نمىپذيرند ، به آن باور دارند .
فرعون خطاب به اطرافيانش گفت : آيا نمىشنويد كه اين موسى چه مىگويد ؟ ! با اين لحن تعجبّى منظورش اين بود كه اين موسى ادّعاى رسالت از جانب رب العالمين مىكند و وقتى از او مىپرسم رب العالمين چيست ؟ دوباره همان سخن اوّلش را اعاده مىكند و چيزى بر آن نمىافزايد و هدف فرعون از اين نوع عكس العمل نقشهاى بود تا حقيقت
هامش
( 1 ) .( فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى )سورهء نازعات ، آيهء 24 .
( 2 ) .( . . . يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ )( سورهء اعراف ، آيهء 127 .