( 21 )
( فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ )
: ( و چون از شما بيم داشتم گريختم و پروردگارم به من فرزانگى و دانش بخشيد و مرا از پيامبران نمود ) .
( 22 )
( وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ )
: ( و اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مىنهى ، كه بنى اسرائيل را به بردگى گرفتهاى ؟ )
فرعون به نحو استفهام انكارى و با توبيخ و سرزنش خطاب به موسى مىگويد : تو پنداشتهاى كه ما تو را نمىشناسيم ، مگر تو همان نبودى كه ما در آغوش خود بزرگت كرديم و سالهايى از عمرت را در كنار ما بسر بردى ؟ پس چطور شد كه ناگهان رسول شدى ؟ تو كجا و رسالت كجا ؟ ما كه اصل و فرعت را مىشناسيم ولى تو در نهايت با كشتن يكى از قبطيان عمل شنيعى را كه نبايد انجام مىدادى ، مرتكب شدى و در سرزمين ما فساد انگيزى كردى با اينكه سالها از نعمت ما برخوردار بودى و تو را مانند ساير مواليد بنى اسرائيل نكشتيم و در عوض تو را در كنار خود پرورش داديم در حالى كه تو مانند ساير بنى اسرائيل برده ما بودى و من به همه شما نعمت مىدهم ، آن وقت تو كه يكى از همين بردگان هستى ، مردى از قوم مرا كشتى و از رسم بندگى و شكر نعمت سرباز زدى .
موسى عليه السّلام ابتدا اشكالات و توبيخ فرعون را در سه گروه دستهبندى كرده و به هر سه آنها پاسخ داد :
اوّل اينكه : فرعون رسالت او را بعيد شمرده .
دوّم اينكه : عمل او را زشت دانسته و او را مفسد و مجرم ناميده .
سوم اينكه : بر او منّت نهاده و او را يكى از بندگان ناسپاس خود دانسته ، جناب موسى در جواب اعتراض دوّم فرعون مىفرمايد : اگر من آن روز آن عمل را كردم در حالتى مرتكب آن شدم كه به خاطر جهل گمراه بودم و مصلحت كار را ندانسته و نمىدانستم حقّ در آن مورد چيست تا از آن پيروى كنم و به حكم خدا جاهل بودم ، چون در آن زمان نبايست براى دفاع از شخصى كه مرا به يارى طلبيد مرتكب قتل مىشدم و انجام