( 70 )
( إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً )
: ( جز كسى كه توبه كند و مؤمن شود و عمل شايسته انجام دهد ، پس آنگاه خدا بديهاى ايشان را به نيكى مبدّل مىكند ، و خدا آمرزندهء مهربان است )
در اين آيات شرك در عبادت را از بندگان رحمان نفى مىكند و اينكه تعبير ( خواندن غير خدا با خدا ) را به كار برده ، براى اشاره به اين است كه هر چند مشركان ، فقط غير خدا را مىپرستند و ليكن پرستش شدهء واقعى آنها در هر حال ، خداست چون پرستش خدا مسألهاى فطرى است لذا توجّه به سوى آلهه غير خدا ، توجه به خدا و غير خداست ، هر چند كه نامى از خدا به ميان نياورند . اما بندگان مؤمن فقط خدا را مىپرستند و صفت ديگر آنها اين است كه در هيچ حالى ، نفس انسانى را كه خداوند كشتن او را حرام كرده ، نمىكشند ، مگر در صورتى كه كشتن او به حق ، يعنى به عنوان قصاص و حدّ شرعى باشد .
همچنين بندگان رحمان هرگز زنا نمىكنند و مرتكب اين عمل حرام نمىشوند ، در حالى كه مسأله زنا در ميان عرب جاهليّت امرى متداول و شايع بوده است .
و در آخر مىفرمايد هر كس مرتكب اين اعمال شود ، وزر و و بال گناه خود را در آخرت بدوش خواهد كشيد و در برابر ارتكاب اين سه عمل شينع ( شرك ، زنا ، قتل نفس ) عذابى مضاعف خواهد ديد و با حالت ذلّت و اهانت در آن جاودانه خواهد بود .
بعد در مقام استثناء حكم كلى مىفرمايد : مگر كسى كه توبه كرده ، ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد ، يعنى كسى كه از گناه بازگردد و اقلا پشيمان شود و از شرك نيز رجوع نمايد و ايمان آورد و با انجام عمل صالح توبه خود را استقرار ببخشد ، در اين صورت خداوند بديهاى آنها را مبدّل به نيكى مىكند . يعنى هر يك از گناهان آنها خودش مبدّل به حسنه مىشود ، چون ذات آنها از راه توبه و ايمان و عمل صالح مبدّل به ذاتى طيّب و طاهر و خالى از شقاوت و خباثت گشته ، لازمهء اين تبدّل اين است كه آثارى هم كه اين ذات در سابق داشت و ما نام گناه بر آن نهاده بوديم ، با مغفرت و رحمت خدا مبدّل به آثارى مىشود كه با نفس سعيد و طيّب و طاهر مناسب باشد ، پس عنوان گناه از