تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
سرزمين مرده را زنده كنيم ، و آن را به مخلوقات خويش ، چهارپايان و مردم بسيارى بنوشانيم ) ( 50 )
( وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً )
: ( و به تحقيق آن را ميان ايشان به صورتهاى گوناگون گردانيديم تا شايد اندرز بگيرند ، اما بيشتر مردم جز با ناسپاسى ابا نكردند ) ( 51 )
( وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً )
: ( و اگر مىخواستيم در هر دهكده‌اى بيم رسانى برمىانگيختيم ) ( 52 )
( فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً )
: ( پس هرگز از كافران اطاعت نكن و بوسيله قرآن با آنان جهادى بزرگ نما ) مىفرمايد او خدايى است كه ظلمت شب را چون لباس و پوششى قرار داده كه آدمى را در بر مىگيرد و خواب را مايهء آسايش بشر نموده ( چون انسان در طول خواب از هر عملى منقطع مىشود و به استراحت مىپردازد ) و روز را موجب حركت و جنبش براى طلب روزى قرار داده است . و اوست خدايى كه بادها را مىفرستد تا قبل از آمدن باران رحمتش ، بشارت آن را بياورند و در ادامه مىفرمايد مائيم كه از جوّ بالاى زمين آب پاكيزهء باران را نازل مىكنيم كه هم طاهر است و هم مطهّر ، يعنى هم خود باران پاكيزه است و هم پاكيزه كننده غير خودش مىباشد و همه آلودگيها و كثافات را مىزدايد . آنگاه به علّت نزول باران اشاره مىكند و مىفرمايد ما باران را نازل مىكنيم تا بواسطهء آن سرزمينهاى خشك و باير ، سبز و خرّم شوند و مخلوقات خداوند شامل چهارپايان و انسانها همگى از آن سيراب شوند و اين نمونه‌ها حالت و وضعيّتشان نظير همان مسأله گستردن سايه و دليل بودن آفتاب بر آن و از بين بردنش به وسيلهء آفتاب مىباشد و نيز زنده شدن زمين مرده به وسيله باران يادآور زنده شدن نفوس به وسيله ايمان است . در ادامه مىفرمايد ما آب را ميان ايشان مىگردانيم ، يعنى باران گاهى بر يك قوم مىبارد و گاهى بر قوم ديگر تا همه بتواند از نعمت آن برخوردار شوند و چنانچه باران