( 46 )
( ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً )
: ( سپس آن را به گرفتنى ملايم بسوى خويش گرفتيم ) اين آيات تشبيهى است براى شمول جهل و گمراهى در ميان مردم و اينكه خداوند آن را بواسطهء رسالت و دعوت حقّه ، رفع مىنمايد .
بعد از زوال آفتاب در هنگام ظهر ، سايه بتدريج گسترده مىشود و از طرف مغرب به سوى مشرق رو به زيادى مىگذارد تا هنگام غروب خورشيد در افق ، كه سايه در نهايت امتداد مىرسد و شب مىشود ، پس سايه در همهء احوال در حركت است و اگر خدا مىخواست ، آن را ساكن مىكرد و وجود خورشيد با نور خودش دلالت مىكند كه در اين ميان سايهاى هست و با گسترده شدن نورش ، دليل بر اين است كه سايه نيز بتدريج گسترده مىشود . چون علّت عمومى تشخيص معانى مختلف براى انسان ، تغيير و اختلاف احوال عارضه بر آن معانى است .
آنگاه خداوند با تاباندن خورشيد و بالا آوردن آن ، به تدريج سايه را از بين مىبرد . و با اين تعبير ( قبضا يسيرا ) كمال قدرت و كبريائى عظمت الهى را مىرساند و مىفهماند كه هيچ عملى براى خداوند دشوار نيست و هر چه كه از نظر ما ناپديد مىشود و از بين مىرود ، در واقع به سوى خدا باز مىگردد . لذا رسالت ، هدايتى است كه همچون خورشيد طلوع مىكند و سايه كشيدهء ضلالت و جهل را زايل و نسخ مىنمايد ، اما كسانى كه تعقّل و شنوايى ندارند از آن بهرهاى نمىبرند و در هر صورت امر هدايت بدست خداست .
( 47 )
( وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً )
:
( اوست كه شب را پوشش شما قرار داده و خواب را مايه آسايش شما نمود و روز را براى برخاستن و جنب و جوش مجدد شما قرار داد )
( 48 )
( وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً )
: ( و اوست كه بادها را بشارت دهنده پيشاپيش رحمت خويش كرد و از آسمان آبى پاك نازل نموديم )
( 49 )
( لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَ نُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَ أَناسِيَّ كَثِيراً )
: ( تا بوسيله آن