بين اجزاء آن باطل نگشته و آثار اجزاى آن از هم گسسته نشود و غرض از ارسال و تعليم آن ضايع و تباه نگردد .
( 33 )
( وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً )
: ( و مثالى براى تو نياوردند ، جز آنكه حق را با توضيح بهترى براى تو آورديم )
يعنى ايشان هيچ وصف خالى از حقيقتى دربارهء تو و يا غير تو نمىكنند و در اين باره از حق منحرف نمىشوند ، جز آنكه ما در آن خصوص ، آنچه را كه حق است برايت مىآوريم و بهترين توضيح و تفسير آن مسأله را در اختيار تو قرار مىدهيم ، تا باطلى را كه ايشان آوردهاند ردّ نموده و حق را استوار گرداند .
با توجه به اين دو آيه علّت نزول تدريجى قرآن دو امر است :
1 - تثبيت قلب پيامبر .
2 - بر طرف كردن ايرادها و اوصاف باطلى كه دشمنان پيامبر مطرح مىنمايند .
( 34 )
( الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلًا )
:
( كسانى كه بر صورتهايشان بسوى جهنم محشور مىشوند جايگاهشان بدتر و راهشان گمراهانهتر است )
ظاهرا كسانى به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم طعنه زدهاند و او را به گمراهى و سوء جايگاه متّهم نمودهاند ، و قرآن كريم براى حفظ صيانت نفس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم گفتار آنان را حكايت نكرده و تنها فرموده است ، اين افراد كه با صورت به سوى جهنم سرازير مىشوند داراى سؤ مكانت بيشتر و گمراهى شديدترند .
و اين افراد كسانى هستند كه به سبب گمراهى و انكار معادى كه در دنيا داشتند در روز حشر بر صورتهايشان محشور مىشوند يعنى با صورت در جهنم مىافتند و يا در حالى كه صورتشان روى زمين است آنها را به سوى جهنم مىكشند همچنانكه در سوره قمر مىفرمايد
( يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ )
« 1 » و اين تعبير براى تفهيم نهايت ذلّت و خوارى آنهاست .
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيهء 48 .